چرا نباید ارتباط داشته باشم؟


سؤال :

سلام ،من ميخوام طبق قوانين درست اسلام پيش برم نه قوانين قلابي مثلا از هر روحاني ميپرسم كه چطور رابطه دختر و پسر حلال ميشه ؟ در جواب از بديهاي اين جور روابط حرف ميزنند. تا اخر خودم رفتم تو اينترنت جستجو كردم و كمي از جوابم را پيدا كردم: دختر و پسر زماني ميتوانند با هم باشند كه حداقل يك يا دو نفر شاهد دوستي آنها باشند. وقتي كه من اين جمله را خوندم فهميدم حرف آخوندا مبني بر حرام بودن اين روابط نادرست است. حال سوال من اينه كه وقتي تمام دخترها حجاب افراطي خود را رعايت مي كنند پسر چگونه دختر مورد علاقه اش را پيدا كند؟ از اينرو آمار طلاق در ايران بالا است.حتما جواب سوال مرا بدهید و گرنه مدیون من هستید!


جواب :

دوست خوبم؛ حجم بالاي مكاتبات شما نشون ميده، رفاقت ما و شما عميق تر از اين حرفاست. چرا جواب سوال شما رو نديم؟ شمايي كه به ما اعتماد داريد و مايي كه به همه جووناي آگاه و پاك اين مرز و بوم از جمله شما، ارادت. نمي خوام از آسيب هاي فراواني صحبت كنم كه روابط آزاد، دامن دختر و پسر رو مي گيره. خداييش اصلا لازم نيست بچه شيعه، مسلمون يا حتي اصلا ديندار باشيم تا بتونيم در اين مورد صحبت كنيم و دليل بتراشيم. فقط كافيه يه نمه انصاف داشته باشيم كه شما كلي از اونو داريد و يه ذهن پاك و منطقي. چرا اينو ميگم؟ چون تحقيقات روابط دختر و پسر، (حداقل توي روانشناسي و جامعه شناسي) محدود به تحقيقات ملي و ديني نميشه؛ دانشمنداي غربي هم كلي حرف در اين زمينه دارن. اگه لازم ديديد ميتونيد يه سرچ كوچولو توي بانكاي اطلاعاتي خارجي (نه مقالات و نوشته هاي پيش پا افتاده، مقالات علمي پژوهشي رو ميگم) بزنيد تا آسيب هاي روابط پيش از ازدواج رو روي سلامت روان، كنش وري خانواده، فرزندپروري، تحصيل و ... ببينيد. منم موافقم كه بايد محكم كاري كرد تا نكنه يه وقت آخر كار عمر، با صحنه هايي مواجه نشيم كه اصلا تصورشم نمي كرديم. اينم حرفي نيست كه بخوام دل شما رو به دست بيارم؛ فرمايش خود قرآنه. هيچ ديني به اندازه اسلام، به تعقل و تفكر توصيه نكرده. شما خودتون اوستاي اين حرفاييد و ميدونيد كه چقدر توي قرآن فرموده فكر كنيد، استدلال كنيد، برهان بياريد، خرافاتي نباشيد، عقلتونو آكبند نگه نداريد و ... . چرا؟ چرا اينقدر مطمئن حرف ميزنه؟ چون گوينده (:خدا) يقين داره كه هيچ جاي دينش، با جاي ديگه در تخالف نيست تا عقل آفريده هاش، اونو لو بده. همه احكام، عقايد و گزاره هاي اخلاقي در عين نقلي بودن، ريشه هاي قوي عقلي و واقعي دارن. پس قوانين در اصل خودشون قلابي و رو هوا نيست. غلبه حرفاي موجود هم، با حرفاي درست و منطقيه. ممكنه يه گوشه يكي به نام دين، حرفاي خودشو بچپونه اما خيل عظيم علماي صاحب انديشه و صفاي نفس، اجازه انحراف گزاره هاي ديني رو نميدن. تازه نظارت كلي معصوم (حضرت ولي عصر (فداي قدماي ظهورش بشم) رو هم به اين ماجرا اضافه كنيد كه بنا به فرموده قرآن در هر عصري، حجتي وجود داره كه چه شما دين خدا رو ياري كنيد و چه نكنيد، او محافظ دين هست و اهل راستي رو از كژي نجات ميده) رو اضافه كنيد. بگذريم. بريم سراغ رابطه به ظاهر دلچسب دختر و پسر. نمي خوام حرفاي تكراري بزنم كه اگه بخوايد مطالب درستي در اين مورد بخونيد به صفحه مقالات تربيتي سايت پرسمان يه نيگا بندازيد، كافيه. اگه منم جاي شيطون باشم، ميرم جاهايي مي ايستم كه احتمال زمينگير كردن آدما بيشتره و همه سرمايمو اونجا ميذارم. نتيجه هول دادن يكي روي زمين صاف، آخرش ميشه يه خراش. دوباره بلند ميشه و راه ميره؛ تركوندن يه بمب يه جاي خلوت ممكنه چند كشته و چند زخمي بده اما هول دادن يكي لبه يه پرتگاه به معناي خداحافظي اون بدبخت با زندگيه، تركيدن يه بمب وسط يه ازدحام شديد به معناي كشته شدن عده بسيار زياد و زخمي شدن تعداد بيشتريه. خوب هزينه هردوش يكيه اما نتيجش خيلي خيلي متفاوته. قطعا جنسي كه با يه قيمت خريده شده، سرگردنه با قيمت بيشتري فروخته ميشه تا تو محله! نه؟ زندگي فردي و اجتماعي ما آدما هم گاهي ميره لبه پرتگاه، گاهي ميره تو ازدحام و جوگير شدن، ميرسه به گردنه. شيطون واسه اونجاهاست كه برنامه داره. يكي از اون نقاط حساس، دوره نوجووني و جوونيه و كشش غريزي به سمت جنس مخالف. رفيق! كلي خوشحالم كه چشاتو نمي بندي و هرچيو كه مي بيني و ميشنوي بلافاصله نميريزي تو انباري ذهنت. خوب فكر ميكني و خوب تحليلي ميكني و خوب مي گردي تا به نقطه مطمئن برسي. اما بايد دقت كني سراب رو آب نبيني؛ مراقب باشي به افراط و تفريط نيفتي. گاهي رفتاراي منطقي (منطقي ها) ما اينقدر مسير نميبره و ميونبر ميره. هيچكي هم نميگه اين كار نامعقول بود. چجور؟ تصور كن توي پارك روي چمنا نشستي، يكي كه نميشناسيدش يا حتي بچه مياد از كنار شما رد بشه. يهو با دست به نزديك شما اشاره ميكنه و داد ميزنه «عقرب، عقرب». شما بدون تامل از جا ميپريد و به همون سمت نيگا ميكنيد. چرا؟ چون هرچند احتمال خطر كمه (بچه است ديگه يا ممكنه اون آدم قصد اذيت شما رو داشته باشه) اما خطر احتمالي خيلي بزرگه. اگه داستان سركاري باشه، ممكنه اون آدم و چند نفر ديگه كه سطحي به موضوع نيگا مي كنن بخندن اما افراد عاقل و عميقي كه اونجان، اين عكس العمل شما رو منطقي و واقعي ميدونن. يا تصور كنيد به شدت تشنه هستيد. لباتون خشك شده و ناي حرف و حركت هم نداريد. يه آشنا مياد به شما يه ليوان آب ميده. شما تحليل مي كنيد واقعا اين آبه؟ تركيب هيدورژن و اكسيژنه؟ زهر نيست؟ اگه آبه، سالمه؟ ... نه. چون طرف رو ميشناسيد و بهش اعتماد داريد. وقتي سيراب شديد، ميخوايد آب بخريد، منطقيه كه تاريخ توليد و انقضائش براتون مهمه، ماركش مهمه و ... . هم اون نوشيدن بدون چك كردن منطقيه و هم اين دقت فراوان بعدش. ماجراي مفاهيم و گزاره هاي ديني ما هم همينه. زندگي دنياي ما خيلي كوتاهه و ارزش لحظه اي داره. فرصتهاي موفقيت، تكرار نشدينه. گاهي براي جا نموندن بايد علاوه بر ميزان احتمالها به ارزش اونام فكر كنيم، گاهي بايد به افراد مورد اعتماد، تكيه كرد، گاهي ... . خوب، ببين تا اينجا عين يه آدم كراواتي پايپيون زاده حرف زدم و اصلا پاي دينو وسط نكشيدم. حالا بريم سراغ دين. دين ميگه رابطه با نامحرم داراي محدوديته. اون محدوديت هم واقعيه. يعني كاملا بسته به ويژگي هاي رواني و اجتماعي خودتونه. حالا تو اين محدوده، ميتونيد ارتباط كاري، تحصيلي و اجتماعي داشته باشيد. نه تنها روابط مضر، ممنوع بلكه روابط غير ضروري هم ممنوع. روابط آزاد، فقط در چارچوب زناشويي و ازدواج. اين يعني دوستي، آسيب داره. من ميگم؟ نه. آخوندا ميگن؟ اوهوم. از كجا ميگن؟ قرآن. اونجايي كه ميفرماد «و لا متخذي أخدان» با دختران (و پسراني) كه اهل دوستي با نامحرمن، ازدواج نكنيد. قطعا خدا هم العياذ بالله نخواسته فقط حال بنده هاشو بگيره يا يه سرگرمي واسه خودش جور كنه يا پيش خودش فكر نكرده بالاخره جهنم به اين بزرگي رو بايد يه جوري پر كنم. او اوج و عقل و حكمت و دلسوزيه. اوجايي هم كه شما مطالعه كرديد جائيه كه پسر رفته خواستگاري دختر، والدينشون اجازه ميدن برن چند جلسه با هم صحبت كنن تا به روحيات هم آشنا بشن. چون 1. نامحرمن 2. فضاي گفتگوشون عاطفي نشه يا يا سهم عقل در انتخابشون كم نشه، يكي (لازمم نيست حتما دو نفر باشن) رو با خودشون ميارن (مثل يه دوست نزديك يا يه فاميل). اگه اونجا غير اين نوشته، درست نيست. در مورد نكات پاياني بايد عرض كنم خوبه يه مطالعه در مورد فاكتورهاي تحليلي طلاق و پژوهشاي فراووني كه در اين مورد انجام شده بندازيد. حتي پژوهشاي خارجي رو هم ببينيد. مثلا ايران داك، اقلا چكيده پايان نامه ميده يا سايت جهاد دانشگاهي يا نورمگز و ... . هيچ تحقيقي، نشون نميده كه علت طلاق، حجاب دختره. يه پسر مسلمون دنبال چه همسريه؟ دختري كه حجابي نداره و كلي به چشاي ديگران لذت داده. كلي حواسا رو پرت كرده و احتمالا كلي حواسش اينور و اونور پرت شده به درد يه زندگي طولاني و ايجاد يه نسل پاك و خردمند ميخوره؟ اينا هيچ، دختري كه با همه نعمتايي كه خدا بهش داده، نافرماني خدا ميكنه، فرمانبردار شوهر ميشه؟ براي انتخاب بيشتر از اندام و چهره لازمه؟ اسلام هم اجازه داده اگه كار انتخاب به ديدن اندام عريان دختر برسه، اونم اشكالي نداره. يا پسر به خواهر ومادرش اعتماد كنه تا ويژگي هاي جسمي رو بيشتر چك كنن. خود دين، به تحقيق و تفكر اصرار داره. پس نه نيازي به بي حجابي هست و نه بي آسيبه. اگه پوشش علت طلاق باشه، غالب ازدواجهاي دوران اسلام بايد از اول تاريخ اون به طلاق انجاميده باشه و ايران صاحب بالاترين آمار طلاق باشه. اي كاش اينجا بوديد و ميديد حجم زياد نامه هايي كه از بانوان در آستانه طلاق يا گرفتار زندگي تلخ دريافت مي كنيم. دختر رابطه دوستانه داشته يا برخورد و پوشش آزاد داشته. مرد روي احساسات انتخاب كرده و حالا زندگيشون توي آتيش بدبيني و سوءظن مي سوزه. «تو اگه دختر/پسر خوبي بودي، با من دوست نميشدي. از كجا معلوم همين الان با يكي ديگه رابطه نداشته باشي»، «دختري كه زيبائي هاشو غير شوهرش ديده باشن به درد زندگي با من نميخوره» و كلي از اين حرفا كه بينشون رد و بدل ميشه. دوست محترم؛ خوشبختي زندگي دنيا و آخرت، چشيدني نيست مگه تو مسيري از عقل و دين.

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#آسيب شناسي روابط