خواهرم در سنين بلوغ عاشق نماز بود ولي ...


سؤال :

خواهرم در سنين بلوغ عاشق نماز بود ولي هم اكنون از آن فاصله گرفته و دليل اين امر را نمي دانم. ممنون ميشوم با كمك شما اين مشكل راحل كنم؟


جواب :

خوشحاليم همچنان شما مخاطب ما هستيد و اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم. از اينكه تا اين حد در مورد سلامت ايماني خواهر خود احساس مسئوليّت مي كنيد، جاي بسي خوشحالي است، اميدواريم در پرتو عنايات ائمه معصومين عليهم السلام زندگي پرمعنويّتي در كنار يكديگر تجربه نماييد. مهمترين نكته در مورد خواهرتان اين است كه او در سن بلوغ قرار گرفته است و مطمئنا تغييراتي در وضعيت جسماني، ذهني و اجتماعي او رخ داده است و همين تغييرات عاملي براي تغيير مسير رفتاري گذشته او مي باشد. از لحاظ تربيت ديني هم اين سن را به عنوان سن ترديد نامگذاري مي كنند.يعني به همه چيز به ديد ترديد نگاه مي كند، حتي امور ديني و قوانين مدرسه و اجتماع و خانه و ... . لذا مهمترين نكته اين است كه به اين تغييرات توجه نماييد و همه راهكارها را با توجه به اين وضعيت در نظر بگيريد و عملي سازيد. لذا شما مي توانيد با توجه به اين نكته با مطالعه مطالبي كه در ادامه خدمتتان بيان مي داريم راه را براي ايشان هموارتر نماييد. البته براي رسيدن به راهكارهاي تخصصي تر، علت تغيير رفتار ايشان بايد دقيقا مشخص شود مانند دوستان و محيط و ارتباطات با افرادي كه داراي رفتارهاي مذهبي نيستند و ... . مطمئنا تا الان در اين مورد با او صحبتهاي زيادي انجام داده ايد و به برخي از علل رسيده ايد. با توجه به اينكه اطلاعاتي در اين زمينه نداريم موضوع را بصورت كلي خدمت شما بيان مي داريم و درمان هر علت را هم بيان مي داريم و در انتها نحوه گفتگو درباره اين موضوعات را خدمتتان بيان مي داريم. علل بی علاقگی و بی توجهی به نماز : 1. عدم آشنايي به فلسفه نماز : عالم نبودن به محتواي نماز، درك پايين و بسيار اندك نسبت به تأثير آن، عدم توجه به جايگاه نماز در اسلام، نداشتن انگيزه و هدف در اقامه و برپايي آن، آشنا نبودن به اسرار و فلسفه نماز و درخواست امور مادي از خدا و عدم دست يابي به آن يكي از عواملي است كه برخي از افراد را از اين فريضة الهي دور نگه داشته است. در گفته‎ها و نوشته‎هاي بسياري از آنان اين نكته جلب توجه مي‎كند كه ما نمي‎دانيم براي چه بايد نماز خواند. اگر نماز نخوانيم چه مي‎شود. با ترك نماز چه چيزي را از دست خواهيم داد و ظاهراً مشاهده مي‎شود آنان كه نماز را برپا مي‎دارند با كساني كه تارك نمازند فرقي نمي‎كنند. اگر نماز بايد در زندگي افراد مؤثر واقع شود پس چرا اين اثر ملموس نيست و چرا اين مرز بندي را عملاً‌ ما نمي‎بينيم؟ مگر خدا به دو ركعت نماز ما محتاج است؟ جوان بايد قلبش پاك باشد، انسان بايد با دوستان و همسايگان و نزديكان و همنوعان خود رفتار شايسته‎اي داشته باشد. خدا اينها را از ما خواسته است، نه اين كه نماز بخوانيم و در عين حال صدها عمل ناشايست را مرتكب شويم. اصل اين است كه ما انسان خوبي باشيم حال چه قائم به نماز باشيم يا تارك آن. پس ملاك انسان خوب بودن، نماز خواندن نيست بلكه دل و قلبي پاك داشتن است. درمان : همه اين گفته‎ها حاكي از آن است كه شناخت لازم و آگاهي كافي از فضائل نماز و جايگاه آن در اسلام براي كثيري از آنها حاصل نشده است.صحبت و آگاهي دادن در اين زمينه براي اين افراد بسيار مفيد و موثر است.البته شرط تاثير گذاري اين است كه از روي دلسوزي و مهرباني باشد نه اينكه نشان بزرگي و عالم بودن باشد. 2. محيط و اجتماع فاسد: يكي ديگر از دلايل ترك نماز، قرار گرفتن در محيط نامساعد و فاسد است، در اجتماعي كه معنويت و روح نماز حاكم باشد. توجه به معنويات مخصوصاً نماز بيشتر خواهد بود. درمان : لذا سعي نماييد اين محيط ها را شناسايي و مانع رفتن ايشان به آنجا شويد. هرچند بر مسئولان لازم است كه در صدد اصلاح محيط و جامعه بر آيند و زمينه هاي فساد را از بين ببرند و به جاي آن جو جامعه را از معنويات پر كنند اما اگر در محيط خانواده جوي سرشار از محبت و دوستي حاکم باشد كمتر نيازي به ارتباطات بيرون از منزل وجود دارد و خودبخود عوامل تاثير گذار محيط را مي توانيد خنثي نماييد. 3. دوست فاسد : يكي از عوامل ترك نماز همنشيني و همراهي با تارك الصلوه است و از امام صادق (ع) نقل شده: دين انسان بستگي به دوستش دارد، بنابراين بايد بدانيم كه ساختار شخصي و معنوي ما با دوستانمان گره خورده است. درمان : قطع رابطه با دوست فاسد و تارك الصلواة و درمقابل همنشيني با انسانهاي پاك و نماز گزار و اهل علم بهترين شكل درمان است. بديهي است كه نقش بسيار مهم دوستان و فاميل در شكل دهي شخصيت انساني خصوصاً‌ در افكار و عقايد را نبايد ناديده انگاشت. افراد شايسته و خوب در سوق دادن انسان به سوي سعادت و كمال مؤثرند. لذا سعي نمايد اين ارتباطات را بيشتر کند و سعي کنید همراه يكديگر به نزديكترين مسجد برويد كه در اين مسير هم زمينه الفت و دوستي شما بيشتر مي شود و هم در مسجد مي تواند دوستان خوبي را پيدا نمايد و جايگزين دوستان قبلي کند 4. احساس تحجر و عقب ماندگي : متاسفانه در برخي از جمعها و صحبت هاي دوستانه اين موضوع مطرح مي شود كه اين نوع رفتار دیني با وضعيت كنوني جهان سازگار نيست و آن را نوعي عقب ماندگي فكري مي دانند. چنين اشخاصي بر اين باورند كه مذهب از زندگي جداست و بر اين باورند كه دين، قديمي و ارتجاعي است. چنين اشخاصي براي آن كه خود را قانع كنند كه راهشان صحيح است مي گويند مذهبي ها از واقعيتهاي زندگي و از لذات زندگي و از علم و پيشرفت و به روز بودن، به دور هستند و انسانهايي خشك و بي سواد و عقب افتاده اند و در مقابل اين همه لامذهباني كه دردنياي خارج از ما و يا دنياي ما زندگي مي كنند. انسانهايي منطقي ، پيشرفته و باسوادنند. درمان : در اين مورد بايد شناخت ايشان را بالا ببريد. فهميدن يا فهماندن اين معنا كه دين نه تنها با علم و پيشرفت و بهتر زندگي كردن مخالف نيست، بلكه چگونگي انسان شدن و پويا شدن را نيز نشان مي دهد و اينكه عبادت براي بهتر زندگي كردن است و بهتر لذت بردن از زندگي ، درمان بيماريهاي رواني و به طور كلي براي به تكامل رسيدن انسان است. 5. تن پروري و تنبلي : اساساً افراد تنبل و تن پرور، اراده قوي نسبت به انجام امور معنوي ندارند و در مسير زندگي خود با مشكل رو به رو هستند. اينگونه افراد داراي روح كوچك هستند و همواره در بند خواستهاي تن مي باشند. درمان : ترك پرخوابي و پرخوري كه باعث كسالت و ضعيف شدن اراده مي شود و اشتياقي براي عبادت نمي ماند و اينكه براي ترك اين عادت بايد از خداوند متعال استعانت بجوييم و از ورزش و نرمش براي رفع كسالت استفاده كنيم و مداومت بر اين كار را فراموش نكنيم و از شهوت راني و بزهكاري دوري كنيم. «زيرا افراد شهوت ران داراي اراده اي ضعيف هستند و از آنجايي كه پرستش و عبادت، خواسته و نياز روح آدمي است، لذا آدم شهوت ران به دليل اسير و گرفتار جسم بودن، نمي تواند به خواسته هاي روح پاسخ مثبت دهد. 6. مسامحه كاري : يكي از اسباب ترك نماز سهل انگاري است. اين عامل غير از تنبلي و بي حالي نيست، زيرا مشاهده مي شود كه انسان با اينكه در بهترين وضعيت روحي و جسمي به سر مي برد، و ليكن نسبت به امور معنوي مخصوصاً نماز بي توجه است. لذا به راحتي آن را ترك مي كند و احساس نمي كند كه عمل مهمي را ترك كرده است. درمان : از علل اصلي بي توجهي و سهل انگاري در نماز، اهميت ندادن به عبادت و در حقيقت، مهم جلوه نكردن نماز براي آدمي است. براي رفع سهل انگاري بايد به نماز اهميت داد و آفات ترك آن را شناخت و دانست كه فرياد خدا بر سهل انگاران بلند است. 7. احساس بي فايده بودن به نماز به علت گناهكار بودن : در اين حالت شخص گناهكار با خود مي گويد: حالا كه من گناهكارم و بزهكارم پس براي چه نماز بخوانم؟ نماز چه فايده اي به حال من دارد؟ در نتيجه سعي مي كند يا ترك گناه كند يا ترك نماز و از آنجايي كه با گناه مأنوس شده است، ترك نماز را مي پذيرد. درمان : ارتكاب معصيت، اگر چه حرام و مانع تحصيل حضور قلب است، ولي موجب بطلان نماز نمي گردد و همچنين مشكل گناهكار با ترك نماز حل نمي شود، بلكه گرفتاري او مضاعف مي گردد. بنابراين نبايد انسان به صرف انجام معصيت از خود نا اميد شود و ترك نماز كند، بلكه به موازات توجه به معنويات به ترك گناه بپردازند و به هيچ بهانه اي ترك نماز نگويند و نيز بدانند كه هر قدر گناهكار باشند ، راه برگشت دارند. 8. برخورد نامناسب افراد مذهبي : تأثير رفتارهاي مذهبي و به طور كلي متدينان در انسانهاي ديگر حتمي است . مسلماً الگوهاي ديني كه جوانان و نوجوانان را دعوت به پاكي انسانيت، معنويت و عبادت و ... مي كنند، بايد اول خودشان عامل گفته هايشان باشند و اگر خلاف گفته هاي خود عمل كنند، آثار منفي تربيتي بر افراد جامعه خواهد داشت. درمان : راه درمان بر الگوي مذهبي است كه اين واقعيت را بپذيرند كه هر نوع رفتار و كردار آنها درمعنويت، ايمان و رفتار مردم، تأثير خواهد داشت. ديگر آنكه رهبران ديني بايد در اعمال روشهاي تربيتي همانند اسوه عالم امكان. حضرت محمد (ص) اعتدال و ميانه روي و ظرفيت افراد را در نظر داشته باشد و از روشهاي مفيدي مانند: استدلال ، تشويق، تحسين استفاده كنند و از استبداد و خشونت بپرهيزند. نكته مهم : همانطور كه مي دانيد انسانها از اينكه در مورد رفتار و گفتار و ... مورد امر و نهي قرار بگيرند احساس خوشايندي ندارند، لذا بايد طوري برخورد نمود تا كمترين احساس ناخوشايندي و واكنش منفي صورت گيرد. يكي از روشهايي كه مي تواند اين ثمر را داشته باشد همان نوع نگاه و تفكر شما به اين موضوع مي باشد و مطمئنا نتيجه خوبي هم ببار مي آورد و كمترين آسيب را در ارتباط بجا مي گذارد. اما بايد اين نكته را در نظر داشت در همه جا و در مورد همه كس نمي توان از اين روش استفاده نمود. يعني استفاده از روش با توجه به موقعيت و ظرفيت و مخاطب و ... تغيير مي كند. زيرا همانطور كه مي دانيد در فروع دين دو مورد مهم امر به معرف كه همان گفتن و تشويق به خوبيها و نهي از منكر يعني گفتن بديها و نهي از آنها وجود دارد، يعني گاهي بايد گفت فلان كار يا عمل خوب است و گاهي لازم است تا بديها را گفت و از آن نهي نمود. نكته ديگري كه بايد به آن اشاره نمود نحوه و نوع گفتن و ... مي باشد. همانطور كه مي دانيد صرف گفتن يك عمل، مخاطب را وادار به رفتار نمي كند و بايد براي تاثير گذاري از مثلثي استفاده نمود كه يك ضلع آن رفتاري مي باشد يعني مخاطب بايد عمل را در رفتار گوينده ببيند همانطور كه در دين هم توصيه به هدايت نمودن به غير زبان مي شود يعني با عمل، ديگران را هدايت نماييم. ضلع دوم اين مثلث موضوع شناختي مي باشد يعني مخاطب بداند و بفهمد علت انجام اين كار يا ترك آن چه مي باشد. در نهايت به قسمت احساسي و عاطفي بايد پرداخت و اينجاست كه روش محبت مي تواند تاثير گذار شود. با توجه به اينكه نسبت شما قويترين نسبت مي باشد و ايشان خواهر شما مي باشد بايد از روش محبت استفاده نماييد. مطمئنا دوستي مي تواند تاثير حرف شما را بيشتر نمايد. در اين راه خسته نشويد و اگر هم توجه به صحبتهاي شما نكردند خسته نشويد و با توكل و اميد به خداوند راه خود را ادامه دهيد. چند نكته : نكته اول : گرچه همواره امر به معروف و نهي از منكر با يكديگر مي‏آيد و اصولاً مكمل يكديگرند ولي از آنجا كه امر به معروف روشي است كه حاكي از ترغيب و انگيزش است، از روشهايي كه حكايت از منع و نهي مي‏كند از هم جدا مي‏باشند. لذا روش هاي امر به معروف با روش هاي نهي از منكر متفاوت مي باشد. نكته دوم : رمز اصلي امر به معروف برخواسته بودن از دل مي باشد. اگر واقعا دل انسان براي ديگران بسوزد و قصد كمك داشته باشد اين احساس به مخاطب مي رسد و تاثير پذير مي شود ؛اما گاهي مخاطب احساس مي نمايد كه در مسير امر به معروف، قدرت نهفته است و ديگران با اين كار او را انساني ضعيف و ناتوان و گناهكار مي دانند لذا مخالفت خود را بيشتر مي نمايد. نكته سوم : در بين موضوعاتي كه ممكن است وجود داشته باشد، بايد مهمترين عامل شناسايي شود. مثلا به نظر مي رسد در بين اموري كه مطرح باشد موضوعي مانند معاد اصلي مي باشد، زيرا اين موضوع عامل انگيزشي براي رفتارهاي عبادي است. لذا بطور غير مستقيم با بيان اتفاقات روزمره و مرگ هاي ناگهاني مي توانيد او را به تفكر وادار نماييد. البته انتظار نداشته باشيد تاثير آن را زود ببينيد؛ مطمئنا با توجه به شرايط، ممكن است ايشان زمان بيشتري براي عملي ساختن لازم داشته باشد. نكته چهارم : مخالفت ظاهري افراد دليلي بر مخالفت قلبي نمي باشد. مطمئنا ايشان به اين مسايل اعتقاد دارند و گاهي براي مخالفت با ديگران منكر اين موضوعات مي شوند. نكته پنجم : امر به معروف تنها با گفتار عملي نمي‏شود و لازم است با عمل توأم گردد و به وسيله زبان و عمل با هم انجام پذيرد تا تأثير بيشتري داشته باشد. نكته ششم : زماني ما مي توانيم ديگران را امر به معروف نماييم كه توانسته باشيم در آنها نفوذ نموده و قدرت تاثير گذاري خود را بالا برده باشيم. مطمئنا زماني كه توانستيم در ديگران نفوذ كنيم مي توانيم عقايد و اطلاعات خود را به آنها منتقل نماييم. جهت مطالعه بيشتر به كتابهاي زير رجوع كنيد: 1. تعاليم اسلام، علامه سيدمحمدحسين طباطبائي 2. آشنايي با نماز، محسن قرائتي 3. چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران؛ يدالله بهتاش 4. اسلام ومقتضيات زمان ج1، مرتضي مطهري 5. مقدمه اى بر جهان بينى اسلامى ج1 بحث انسان وايمان ، مرتضي مطهري 6. آداب امر به معروف و نهي از منكر، محمد رضا عطايي 7. چگونه مطلب خود را به صورت موفقيت آميز بيان كنيم، ترجمه كيوان سپانلو 8. چگونه زيبا سخن بگوييم، محمد رضا تقدم موفق باشید. بی صبرانه منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم. نویسنده : حامد محقق زاده

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#راهنمايي و تاثير گذاري بر دانشجو