خسته از مشکلات


سؤال :

من از لحاظ درسي خيلي خوب بودم به طوري که از درس خواندن لذت مي بردم موقع کنکور نيز زياد و با علاقه درس مي خواندم ولي در همان دوران مشکلاتي برايم پيش امد که نتونستم خوب درس بخونم و اون رشته اي که واقعا ميخواستم قبول بشوم و بالاخره در يه رشته متوسط قبول شدم با هر زحمتي که بود تا اينکه به اين رشته هم خيلي علاقه داشتم تا ترم 3 که شاگرد اول هم شدم ولي باز هم مشکلاتي بر سر راهم پيش اومد و من تمام انگيزهام را دست داده ام ومن نميدانم چرا اين مشکلات را خدا بر سر راه من بوجود مياورد واقعا خسته شدم اين همه تلاش کردم حالا موقع نتيجه گرفتن ميبينم اينجوري شدم . دچار اضطرابي ناتوان کننده شده ام ومن به شدت از اينده ميترسم و اضطراب شديدي درباره اينده دارم نمي دانم گناهي کردم که مستحق اين گرفتاريها شدم يا نه؟


جواب :

پاسخ: دوست گرامي، ماهيت خيلي از عوامل و سلسله مراتب قضا و قدر الهي بر ما معلوم نيست. البته شاید بگویید که چرا فقط براي من اتفاق مي افتد!؟ ولی چندان هم نمي توان با قاطعيت گفت كه اين به اصطلاح مصائب فقط براي شماست و ديگران دچار اين گونه مسائل نمي شوند. چه بسا افراد بيشماري در اين اجتماع كه گرفتار مسائل و مشكلات سخت تري مي شوند. عده اي خود را باخته و دست از تلاش و حركت باز مي دارند و عده اي عزم را جزم كرده و بر مشكل فائق مي آيند و به اصطلاح موانع را تبديل به سنگفرش راه مي كنند! از كجا مي توان فهميد آنچه براي شما اتفاق افتاده مشكل و مصيبت بوده؟ از كجا معلوم كه زمينه پيشگيري از يك مشكل بزرگتر يا يك حادثه فاجعه آميز باشد؟ فردي براي يك مسافرت برنامه ريزي كرده اما روز قبل از مسافرت مي افتد و دست يا پايش مي شكند ونمي تواند دوستانش را در اين سفر فرحبخش همراهي كند.اين مسئله او را غمگين ساخته و به زمين و زمان بد و بيراه مي گويد! غافل از اين كه روز بعد به او خبر مي رسد كه دوستانش در جريان سفر با ماشين تصادف كرده و جانشان را از دست داده اند. به همين راحتي! به عبارتي او الان خدا را شاكر است كه زمينه رفتن به اين سفر برايش فراهم نشده است. آيا همچنين اتفاقاتي دور و بر شما يا براي نزديكان شما نيفتاده است؟ آيا نشنيده ايد كه يكسال پيش فردي قصد داشت با مسافرت هواپيمايي براي مسابقه ورزشي حساس شركت كند ولي به دلايلي از رسيدن به موعد به هواپيما جا ماند اما بعد از دو ساعت خبردار شد كه آن هواپيما سقوط كرده و تمام سرنشينان آن جان باخته اند! احتمالا حادثه هاي از اين دست يا به مراتب كوچكتر را شاهد بوده ايد. خيلي از اين اتفاقات نيز متعاقبش معلوم نيست. مثلا فردي كه از استخدامي رد شده نمي داند كه چه بسا آن شغل زمينه هلاكت او را فراهم و يا اينكه از داشتن شغل بهتري باز بماند. در حال حاضر كه اين مطالب را مي نويسم به عنوان تجربه شخصي به ياد مي آورم كه سالها پيش، از اينكه در آزمون عملي رشته فلسفه قبول نشده بودم، بسيار غمگين و ناراحت بودم و احساس مي كردم که قضا و قدر الهی بر من ظلم روا داشته است. در حالي كه سال بعد در رشته بهتري پذيرفته شدم آن موقع بود كه فهميدم حكمت الهي بر محور بهترين ها براي بندگانش می چرخد اما انسان عجول است و تاب تحمل و دیدن سرانجام کار را ندارد اين تجربه شخصي من بود. در خيلي موقعيتهاي ديگر چنين قانوني دوباره و چندباره براي من و دوستان و آشنایان دیگر تكرار گرديده و موجب شده که بيشتر حكمت الهي را در يابم. طرز نگرش به قضایا و پیشامدهای پیرامون نیز تاثیر بسزایی در بازماندن انسان از ادامه راه و یا استفاده ازموقعیت پیش آمده برای پیشرفت و ارتقاء علمی، شغلی، مالی و معنوی دارد. شما دو نفر را تصور کنید که مشکل یکسانی برایشان پیش می آید مثلا هنگام رفتن به اداره زمین می خورند و پایشان می شکند، نفر اول شروع به تد گفتن به زمین و زمان می کند و می گوید من اصلا شانس ندارم، چرا خدا با من اینگونه رفتار کرد، و اصلا من ادم بد بیاری هستم، من خیلی بدبختم، و ....، اما فرد دیگر می گوید خدا را شکر که دستانم و صورتم سالم است، درست است پایم شکسته و اداره نمی توانم بروم اما در عوض مرخصی استعلاجی می گیرم و کلی کار عقب افتاده دارم که انجام می دهم و چند روزی هم به دیدن پدر و مادر خودم به شهرستان می روم، راستی خیلی وقته که با بچه ها زیاد قاطی نشدم و این چند روزه می تونم دوباره حسابی بهشون نزدیک بشم و...، همانگونه که ملاحظه می کنید در عالم واقع برای این دو نفر یک نوع مشکل اتفاق افتاده اما طرز نگرش از این اتفاق برای یکی فرصت خوبی ساخته و برای دیگری جهنم بر پا کرده است. باید توجه داشت کمترین فایده داشتن دید مثبت اینست که انسان از رنج حوادث تلخ بدور می ماند و فرسایش روحی و روانی پیدا نمی کند. ما به عنوان مسلمان اعتقاد داريم كه پيامبر(ص) برترين و با عظمت ترين انسان و داراي بهترين و بالاترين مرتبه نزد الله تعالي است. اگر نگاهي اجمالي به زندگي ایشان بيندازيم در خواهيم يافت كه زندگي ايشان به مراتب دهها برابر سخت تر و دشوارتر و پر مانع تر از هر زندگي ديگري بوده است. كسي كه تمام عمر شكم سيري نخورد، لباس فاخري نپوشد، از پشت بام خاكستر داغ بر سر و رويش ريختند، سنگش زدند، و هزاران بلای دیگر گریبانگیر ایشان شد، آيا مي توان گفت كه چون اشرف مخلوقات ورحمه للعالمين است پس بايد زندگيش بدون مانع و ناراحتي باشد و همه چيزها براي پيشبرد اهدافش مهيا باشد؟! در آيات الهي آمده است كه: «لقد خلقنا الانسان في كبد» انسان را در سختي آفريديم. به بيان بهتر بشر آنگاه به تكامل مي رسد كه از سد موانع و مشكلات گذر كرده و بر آنها پيروز شود. یعنی جوهر واقعی انسان در برخورد با مشکلات نمایان می شود . تاريخ سراسر آكنده از تن پروراني است كه به محض جدا شدن از شرايط راحت، خود را باخته و بطور طبيعي حذف شده اند. به قول فرانكل، يكي از بزرگترين نظريه پردازان روانشناسي، زندگي در پذيرش يك رنج يا سختي بزرگ است که شکوفا می شود. اگر نگاهی به زندگی نامه دانشمندان و بزرگان جهان که در تاریخ بشر تاثیر گذار بوده اند بیافکنیم، مشخص می شود که اکثر قریب به اتفاق از طبقات زحمتکش و رنجدیده بوده اند و برای رسیدن به هدف سختی های بسیاری را متحمل شده اند و بقول معروف ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست. آلفرد آدلر روانشناس بزرگ اعتقاد دارد كه ما شرايط تنش زا براي خود ايجاد مي كنيم تا پس از انجام آن به ارضا و لذت دست يابيم. زندگي بدون استرس و فشار رواني معنا ندارد و پوچ گرايي را بدنبال دارد. زندگي و حيات زماني از سختي ها دور است كه انسان زير خروارها خاك باشد. انسان تا زماني زنده و حيات معني دار دارد كه كار و سختي ای براي انجام داشته باشد، در غير اين صورت موجودي اضافي و عبث خواهد شد.آينده با تمام مسائل پيش بيني نشده اش زيباست.آينده شناخته شده چيزي جز يك تكرار بي مزه و رنج آور نيست. دوست عزيز، قصدمان از بيان اين حرفها آشفته ساختن شما نيست بلكه مي خواهيم اين را بدانيد که مواجهه با سختيها و پيروزي بر آنها ارزشمند است . آنطور كه گفته شد حكمت الهي در امور بر ما نامشخص و پوشيده است و جز او كسي آگاه به آن نيست. عبادات روزانه و راز ونياز و درخواست از پروردگار مهربان، براي اعطای صبر وشكيبايي جهت چیره شدن بر مشكلات نشان داده كه فرد را در برابر مصائب مقاوم كرده و توان ويژه اي به وي مي دهد. مي توانيد انتخاب كنيد، تصميم بگيريد كه كنار بكشيد يا اينكه انرژي خود را متمركز ساخته و با تلاش بيشتري موانع را از سر راه برداريد. شايد ماحصل بحث ما اين عبارت هوشمندانه باشد: به جاي نفرين كردن تاريكي، چراغي بر افروزيد.

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#راهنمايي و تاثير گذاري بر دانشجو