وقتی کسی ازدواج می کند، دچار فشار روانی و جنسی می شوم


سؤال :

هر وقت كسي از فاميل يا همسايه ها (چه دختر، چه پسر) ازدواج بكنند دچار فشار رواني و جنسي ميشوم و خیلی رنج می برم. علت چيست ؟ چطور به اين موضوع اهمیت ندم، تا اذيت نشم. خواهشمندم منو راهنمايي بفرمايید.


جواب :

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي پاسخ و راهنمايي برگزيده ايد. پرسشگرگرامي؛ اگر اطلاعات بيشتري از خود مي‌داديد ما بهتر مي توانستيم به بررسي مشكل شما و ارائه راهكارهاي عيني بپردازيم. اين اطلاعات مي توانست شامل موارد زير باشد : سن، جنس، شغل، نظر خانواده و دوستان در باره شما، فعاليتهاي عادي روز مره، نوع ارتباط با خانواده، خويشاوندان و دوستان خود، برخي از آمال و آرزوهاي مهم، توضيح مشكل و ارائه چند مثال عيني از مواردي كه اين مشكل را داشته ايد؟ شدت مشكلتان تا چه حدي است و ... به هرحال بايد عرض نمايم كه ازدواج يك امر طبيعي و فطري و يكي از نيازهاي گريز ناپذير بشر است. پس اينكه هر دختر يا پسري در برهه اي از زمان احساس نياز به داشتن همسر از لحاظ عاطفي و جنسي مي كند، مسئله طبيعي است. با اينكه من اطلاعي از سن و جنس و موقيعت شما ندارم اما توصيه كلي من اينست كه اگر شما احساس نياز مي‌كنيد، مقدمات ازدواج را فراهم كنيد و مي توانيد در مورد معيارهاي يك ازدواج پايدار و آرامش بخش نيز از ما مشورت بخواهيد و اگر شرايط مهيا نيست و موقعيتي پيش نيامده، مديريت وكنترل اين نيازها تا زمان ازدواج بسيار مهم و تعيين كننده مي باشد. سعي كنيد خود را به كارهاي مورد علاقه ومثبت مشغول سازيد و افكار خود را روي مسائلي كه باعث رنجش خاطر شما مي شود متمركز نكنيد و خود را در موقعيت هايي كه شما را به فكر اين مسئله مي اندازند قرار ندهيد. مهارت هاي اجتماعي و ارتباطي خود را تقويت كرده ، اعتماد به نفس خود را پرورش دهيد و خود را باور كنيد. قدر خودتان را بدانيد و ارزش وجود‌تان را درك كنيد.خودتان را باديگران مقايسه نكنيد. مسلما شما هم چيزهايي خوبي در زندگي داريد كه شايد خيلي ها از آن محروم باشند؛ بدانيد ازدواج فرصتي است كه در اختيار هركس قرار خواهد گرفت. به نقاط مثبت خود فكركنيد و نسبت به آينده اميدوار باشيد. موقعيت ازدواج براي هر دختر و پسر به وجود مي آيد. مهم اين است كه قبل از آن توانايي هاي خود را پرورش دهيد وخود را براي ازدواج آماده كنيد و بعد درست انتخاب كنيد تا يك عمر در آرامش به سر ببريد و زندگي راحتي داشته باشيد. روي توانمندي ها و پيش نياز هاي يك ازدواج موفق كار كنيد. از جمله آمادگي هاي قبل از ازدواج، خودشناسي است. شايد براي موفقيت افراد در ازدواج هزاران دليل وجود داشته باشد، اما يكي از دلايل مهم و در واقع پيش‌نياز موفقيت، خودشناسي يا خودآگاهي است. خودشناسي راز ساده و مهم زوج هاي خوشبختي است كه مسير رسيدن به تكامل و سعادتمندي را از درون خود شروع كرده اند و پايه هاي آرامش و عشق را با خودشناسي گذاشته اند. با توجه به اهميت خودآگاهي، مي توان به چند مورد از كاربردهاي آن در ازدواج و زندگي اشاره كرد : هوش : يكي از عواملي كه به داشتن زندگي سعادتمند كمك مي كند مسئله هوش است. در هنگام خودشناسي، فرد بايد از ميزان هوش خود آگاهي كامل داشته باشد و اين مسئله را در انتخاب همسر ملاك قرار دهد. به بيان ديگر دختر و پسري كه قصد ازدواج با يكديگر را دارند بايد از نظر تفكر و هوش با يكديگر هم ‌طراز باشند تا در زندگي مشتركشان موفق تر باشند. مثلاً كساني كه از نظر هوشي ضعيف هستند مسائل را به راحتي نمي فهمند و بايد با كلي تمهيدات مسائل را به آنان فهماند. در حالي كه افراد باهوش حتي با يك اشاره كوچك خيلي خوب مي فهمند و با رمز و اشاره نيز آشنا هستند. سلامتي جسماني و رواني : يكي ديگر از ابعاد خود شناسي مسئله سلامتي است كه از نظر جسماني و رواني بايد مورد بررسي قرار گيرد. شناسايي مشكلات روحي و رواني شامل افسردگي، وسواس عملي و فكري، سوءظن و... مي‌باشد و مشكلات جسمي مثل معلوليت هاي ذهني و جسمي، بیماری های جنسی، ايدز، سوختگي و... در امر ازدواج بسيار مهم هستند. افراد بايد از سلامت جسمي، روحي و روا‌ني خود آگاه بوده و بدا‌نند كه در چه وضعيتي قرار دارند تا در انتخاب همسر و زندگي مشترك با مشكل مواجه نشوند. اعتقادي – مذهبي : بعد ديگر خودشناسي در امر ازدواج، شناخت خود از نظر اعتقادات مذهبي است. يعني فرد بايد خود را در زمينه اعتقادات، كامل بشناسد و تعريف دقيق و جزئي از موارد اعتقادي خود داشته باشد و حتي اين مسئله را هم مورد بررسي قرار دهد كه ميزان و درجه تقيد و ايمانش به آن اعتقادات تا چه حدي است. به عبارت ديگر خود را از لحاظ پايبندي به اعتقادات مذهبي مورد ارزيابي قرار دهد، زيرا اين مسئله در ازدواج اهميت فراواني دارد و افراد در ازدواج بايد در كليات و جزئيات مسائل اعتقادي هم‌طراز و يا به هم نزديك باشند. در غير اين‌صورت احتمال تداوم اين زندگي بسيار كم است. تحصيلات : يكي از عوامل ديگر خود‌شناسي تحصيل و ميزان تحصيلات و هدف انسان از تحصيل است. چه بسا افرادي كه داراي مدرك تحصيلي بالايي نيستند ولي از نظر سطح دانايي در رده بالايي قرار دارند. با اين وجود ميزان تحصيلات بر توقعات فرد تاثير مي گذارد و بعضاً مشاهده شده كه همسطح نبودن افراد در تحصيلات باعث عدم تفاهم در ميان آنها گرديده است. لذا بايد در اين زمينه نيز ميان زن و مرد تعادل برقرار گردد. توانایی اقتصادي : يكي ديگر از ابعاد خودشناسي در امر ازدواج امور اقتصادي و سبك زندگي است كه شامل سطح مالي فرد، شغل فرد، مسكن، هزينه هاي رفاهي و معيشتي، وسايل زندگي و غيره مي باشد . اين امور به نوبه خود در زندگي نقش مهمي دارند كه وجود يا عدم وجود و يا كمبود آنها مي تواند مشكل ساز باشد. لذا بايد در انتخاب همسر مسئله اختلاف سطح اقتصادي، ميزان سازگاري فرد با انواع شرايط اقتصادي مورد بررسي قرار گيرد. به طور كلي فرد بايد در امر خودشناسي قبل از ازدواج و شناسايي مسائل اقتصادي خود، اين موارد را مدنظر قرارداده و همسري متناسب با شرايط خود انتخاب كند، مثلاً ميزان رفاه اقتصادي خود و خانواده، نوع فعاليت‌هاي اقتصادي كه انجام مي دهد، در مورد پس انداز كردن، كه آيا با پس انداز موافق است يا نه؟ و يا اين كه پس انداز دارد يا نه؟ صرفه جو و يا ولخرج بودن و تعريف اين شخص از اين دو. ميزان قدرت تطبيق خود با شرايط مالي متوسط و يا پايين و... را مشخص كند و بر طبق اين شرايط به انتخاب همسر بپردازد. اخلاقي : مشخص كردن خصوصيات اخلاقي خوب و پسنديده در مقابل خصوصيات ناپسند مي‌تواند نقش مهمي در خودشناسي داشته باشد. زيرا اخلاق نيكي چون عفت، نجابت، وظيفه شناسي، خوش زباني، پاكيزگي، بردباري، كم توقعي و... از مزاياي واقعي يك فرد مي باشند و در موقع انتخاب همسر بايد در خود و فرد مقابل مورد توجه و ارزيابي قرار گيرند. ظاهر : نقش ظاهر فرد همچون قد، وزن، رنگ پوست، اندام و زيبايي در شناخت خود و انتخاب همسر خالي از اهميت نمي باشد. شناخت فرد از عقيده اش نسبت به اين قضيه نيز كاملاً مهم است. يعني افراد بايد بدانند كه معيار ظاهر براي آنها در چه درجه اي از اهميت قرار دارد و بر طبق اين شناخت به انتخاب همسر بپردازند تا در آينده، خود و ديگران را به خاطر عدم توجه به اين موضوع سرزنش نكنند. فرهنگ : ارزش، هنجار، باور، اخلاقيات، عادات، آداب و رسوم، نحوه زندگي، مراسم، آئين ها ، سلايق، الگوها، معاشرت ها، نحوه برقراري ارتباطات، اعتقادات و ... همگي اجزاي تشكيل دهنده فرهنگ هستند و فرد بايد در خودشناسي قبل از ازدواج و در انتخاب همسر، تفاهم و نزديكي در اين موارد را مورد توجه قرار دهد. خانواده : ازآنجا كه رشد انسان در تمامي ابعاد وجودی، در خانواده شكل مي‌گيرد، شناخت خانواده در راستاي شناخت خود بسيار حائز اهميت است. افراد مي‌توانند با استفاده از اين روش هم به خودشناسي دست يابند و هم در ‌انتخاب همسر از آن استفاده كنند. يقيناً ما با فردي كه درخانواده اي با ويژگي هاي مشابه با خانواده خودمان زندگي كرده، راحت تر و موفق تر خواهيم بود. مثلاً ميزان تشابه خانواده ها در تعداد اعضاي خانواده، نگرش مذهبي، اجتماعي و سياسي، فرهنگ و اخلاقيات، ميزان پايندي به زندگي زناشويي و ... سليقه ها : يكي از مواردي كه در رابطه با خودشناسي بايد مورد بررسي قرار گيرد، سليقه مي باشد. به طوري كه شخص بايد ابتدا سليقه هاي خود را در زمينه هاي گوناگون مثلاً سليقه در لباس پوشيدن و... براي خود مشخص نمايد تا در هنگام انتخاب همسر با بررسي و ارزيابي سليقه هاي خود و فرد مقابل به تفاهم يا عدم تفاهم شان در اين زمينه ها پي ببرد. سياسي : فرد بايد در زندگي از نظر سياسي جهت گيري خود را مشخص نموده و ميزان وابستگي به مسائل سياسي و ميزان تاثيرگذاري اين چنين مسائل را در زندگي خود مشخص نمايد و در انتخاب همسر اين همسويي سياسي را مورد توجه قرار دهد تا بعضاً از اين نظر دچار مشكل نشوند. درنهايت به خدا توكل كرده و دامن خود را از شهوت دور نگه داريد و پاكدامن باشيد كه اجر شما نزد پروردگار محفوظ خواهد ماند. خداوند در آيه 33 سوره مباركه نور مي فرمايد: « و كساني كه امكاني براي ازدواج نمي يابند، بايد پاكدامني پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بي نياز گرداند». راهكاري كه خداوند براي كساني كه مشكل ازدواج دارند تعيين فرموده، اينست كه اين افراد، بايد پاكدامني پيشه كرده و صبر نمايند تا خداوند نيز در پاداش اين صبر زيبا، كه به خاطر دلبستگي به دين او انجام مي گيرد، آن را با لطف و فضل خود بر طرف نمايد. موضوع ديگري كه رگه هايي از آن در پرسش شما ديده مي شود نشخوار فكري است. در مورد اثرهاي منفي نشخوار فكري بايد عرض نمايم كه فرد دچار نشخوار فكري، بيشتر درگير مرور خاطرات منفي خود است. او وقايع را منفي تفسير مي‌كند و از اين رو رضايت خاطرش از زندگي كاهش مي‌يابد و ديدگاهي بدبينانه نسبت به زندگي پيدا مي‌كند. اين حالت‌ها باعث تشديد خلق افسرده مي‌شوند. نشخوار فكري باعث كاهش رفتارهاي مؤثر و انطباقي مي‌شود. افرادي كه در اين چرخه گرفتار شده‌اند، رفتارهايي كه باعث ايجاد حس كنترل و دريافت تقويت از ديگران مي‌شود را كمتر انجام مي‌دهند و اين حالت باعث درماندگي و نااميدي بيشتر آنها مي‌شود. فرد افسرده از ديگران كناره گيري مي‌كند، با افراد خانواده و دوستان مراوده‌ خوبي ندارد و همين رفتارها باعث كناره‌گيري ديگران از او شده و برداشت آنها نيز نسبت به او تغيير مي‌كند. نشخوار فكري روند حل مسأله را نيز مختل مي‌كند و ناتواني در حل مسأله باعث تداوم افسردگي مي شود. وقتي افسردگي ايجاد شد و فرد با نشخوار فكري به آن پاسخ داد، توجه او به سمت خودش جلب مي‌شود و خود را مركز و كانون توجه قرار مي‌دهد. لذا مردم چنين برداشت مي‌كنند: « تولاك خودش هست»،« اصلا حواسش به اطراف نيست». امَا براي مقابله با نشخوار فكري چه بايدكرد؟ 1- اولين تكنيك براي مقابله با نشخوار فكري، توجه برگرداني فعال است؛ به صورت ارادي به چيزي توجه كنيد كه مثبت است. پژوهش ها نشان داده اند افرادي كه از اين شيوه استفاده مي‌كنند، طول مدت افسردگي آنها خيلي كمتر از كساني است كه از شيوه‌ مقابله‌ با نشخوار فكري استفاده مي‌كنند. با در پيش گرفتن فعاليت ذهني ديگري موقتا از آن حالت كناره گيري كنيد؛ شما مي‌توانيد به بازي هاي فكري بپردازيد. تلويزيون ببينيد. يك فايل صوتي بشنويد كه مستلزم به كارگيري فكر شماست. تلفن را برداريد و به دوستان و فاميل زنگ بزنيد. خلاصه فقط ذهنتان را بي دليل و يا با هر چيز كوچكي مشغول به هرچيزي كنيد غير از آن فكر منفي. قلم و كاغذ به دست گيريد و همگي افكار منفي خود را بنويسيد؛ نوشتن بار سنگين افكار فكري را سبك كرده و گاه با خواندن نوشته ها ممكن است شما را به خنده يا شگفتي از افكار غير منطقي خود وا دارد. در عين حال وقتي فكرتان را نوشتيد راحت تر مي‌توانيد آن را بررسي كنيد و خطاهايش را شناسايي نماييد. 2- دومين راهكار پيشنهادي ما در خصوص مشكلتان استفاده از تكنيك انحراف فكر است؛ اين تكنيك به اين صورت انجام مي پذيرد كه يك كش دور مچ خود بيندازيد و وقتي چنين فكري به ذهنتان آمد اين كش را گرفته و رها كنيد و سپس يك عدد پيچيده مثل 958354 را در ذهن خود مجسم كنيد و هفت تا هفت تا از آن كم كنيد تا به كوچكترين عدد غير قابل تقسيم برسيد. اين تكنيك بخاطر اينست كه مكانيزم ذهن طوري است كه در يك آن نمي تواند به دو نقطه توجه كند و وقتي شما توجه جدي خود را به عدد فوق جلب مي كنيد توجه ذهن از آن موضوع قبلي برگردانده مي شود و تدريجا مي آموزد كه مديريت افكار را خود به عهده بگيرد و به افكار مزاحم اجازه حضور ندهد. 3- پيشنهاد ديگر ما استفاده از تكنيك تاخير فكر است؛ يعني شما براي آمدن اينگونه فكرها بذهنتان وقتي تعيين كنيد و وقتي اين افكار خواستند به ذهنتان وارد شودند به آنها بگوييد كه بروند و در فلان ساعتي كه به آنها اختصاص داده ايد بيايند و تدريجا با گذشت ايام، اين ساعات را محدود تر كنيد. فلسفه اين تكنيك بر اينست كه شما سازنده افكارتان هستيد؛ بنابراين ارباب و صاحب اختيار آنها محسوب مي شويد و در واقع آنها نوكر شما هستند؛ ولي در وسواس فكري آنها تبديل به ارباب مي شوند و جاي شما را مي گيرند و شما به نوكري آنها در مي آييد و آنها به راحتي به شما امر و نهي مي كنند كه اين امري بسیار منفي و مشمئز كننده و به دور از عزت و غيرت انساني است؛ و لذا ما با اين تكنيك مي خواهيم شما را به جايگاه اصلي خويش برگردانيم و دوباره شما را اختيار دار و رييس افكارتان كنيم تا آنها طبق اراده و ميل شما و با اجازه شما بيايند و بروند، نه اينكه هر وقت دلشان خواست بيايند و هر وقت دلشان خواست بروند. هدف اصلي ما آموزش مديريت افكار تان به شما است، تا با قاطعيت تمام به مديريت آنها بپردازيد و به آنها بگوييد كه ذهن من طويله نيست كه سرتان را بيندازيد پايين و بدون اجازه بياييد و برويد، بلکه ذهن من ستاد فرماندهي است كه همه چيز آن روي نظم و نظام است و حتي پشه هم براي پريدن در آن بايد از من مجوز بگيرد! 4- پيشنهاد ديگر ما در اين خصوص استفاده از تكنيك توقف فكر است يعني وقتي شما قدرت كافي در كنترل و مديريت افكار خود پيدا كرديد مي توانيد به راحتي دستور توقف به آنها بدهيد و با ضرب مهر ورود ممنوع بر روي آنها، براي هميشه آنها را از ورود به ذهنتان محروم سازيد. 5- تكنيك ديگر تبديل فكر است؛ يعني وقتي اين افكار به ذهنتان مي آيد به يك قدم قبل از آمدن اين فكر به ذهنتان فكر كنيد؛ به اين معني كه به اين فكر كنيد كه به چه چيزي فكر مي كرديد كه اين فكر به ذهنتان آمد و وقتي آن را پيدا كرديد، دوباره به اين فكر كنيد كه چه چيزي اين فكر را به ذهنتان آورد و همين طور سلسله وار عمل نماييد و در مورد فكري قبل از فكر ديگر فكر كنيد، تا به سرچشمه نهايي برسيد؛ به زودي خواهيد ديد كه استفاده از اين روش قدرت مديريتي زيادي به شما براي كنترل افكارتان مي دهد. 6- از جمله كارهايي كه شما مي توانيد براي رهايي از وسواس‌تان به آن متوسل شويد مشغول كردن خودتان به كارهاي اجتماعي و ورزش و تفريحات جمعي است. تا آنجا كه مي‌توانيد از تنهايي بپرهيزيد و خود را به كارهاي مختلف مشغول كنيد تا افكار وسواسي فرصت پيدا نكنند كه به ذهن شما وارد شوند. 7- براي مطالعة درسهاي ‌تان هرگز در خانه و يا در اتاق، خلوت نكنيد. سعي نماييد كه تمام مطالعاتتان در كتابخانه باشد. 8- با كارهاي مختلف به تقويت ارادة خود بپردازيد تا بتوانيد به برخي از كارهايي كه بصورت اجباري انجام مي دهيد يك نه بزرگ بگوييد. 9- به برخي از آثار و پيامدهاي زشت و سوء این نوع وسواس، فكر كنيد و ببينيد كه اين كارهاي زشت و بي دليل چگونه شما را پيش خانواده، دوستان و آشنايان خوار و خفيف‌كرده و شما كه قبلا شخصيّت خوب، مثبت و محترمي بين همگان داشتيد، اكنون فردي سَبُك، مسخره و دلقك اطرافيان شده ايد. و توجه داشته باشيد كه اگر به وسواس خود پايان ندهيد اوضاع بسيار وخيم تر از الان خواهد شد و احتمالا كارتان به دارو درماني و بيمارستان رواني خواهد كشيد. 10- هميشه اين ذكر را با توجه به معني آن بر زبان و قلب خود جاري كنيد : «بِسم الله و بِالله، تَوكَلتُ علي الله، اعوذُ بِالله السميعُ العليم مِن الشيطانِ الرجيم». 11- دست زدن به يك فعاليت؛ نشخوار فكري يك فكر زايد است و فكر زايد زاييده وقت زايد است و وقت زايد زاييده بيكاري است. با دست زدن به يك فعاليت كه شما را در حالت برانگيختگي قرار دهد مي‌توانيد از حالت نشخوار فكري فاصله بگيريد. ورزش را شروع كنيد يا كارهاي مورد علاقه تان را انجام دهيد. 12- سرزدن به خويشان و دوستان، تعمير و به اصطلاح ور رفتن با وسايلي كه علاقه به تعمير آنها داريد، ساختن وسايل الكترونيكي ساده، همه و همه از فعاليتهايي هستند كه مي توانند از انحراف فكر شما به سوي افكار نشخواري جلوگيري نمايند. و در پايان اينكه، اگر اين حالت در شما بسيار قوي است و واقعا با تكنيكهاي ياد شده از پس آن بر نمي آييد ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان (روانپزشك) مراجعه نماييد تا وي با تجويز چند قرص ساده به كنترل اضطراب شما بپردازد و بعد از يكي دو هفته كه از مصرف قرص ها گذشت و شما اندكي بر خود مسلط شديد راهكارهاي گفته شده را پي گيري نماييد تا درمان كامل گردد. موفق باشید. باز هم با ما سخن بگویید.

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#راهنمايي و تاثير گذاري بر دانشجو