مثبت اندیشی


سؤال :

مثبت نگري و نقش آن در آرامش رواني را توضیح دهید؟


جواب :

با سلام و ادب خدمت شما پرسشگر گرامی از اینکه با این مرکز در ارتباط هستید از شما قدردانی می کنیم و امیدواریم این ارتباط تداوم داشته باشد. مقدمه: ما انسان ها اقدامات زيادي براي سلامتي جسم خود انجام مي دهيم.هميشه دنبال يک خبر جديد از فوايد يا ضررهاي مواد غذايي مختلف بوده و سعي مي کنيم، براي تضمين سلامتي خود، آن ها را به کار ببنديم، يا اين که براي اطلاع از چگونگي وضعيت جسماني خود وقت و هزينه زيادي را صرف مراجعه به پزشکان مختلف مي کنيم.اما چه قدر به اين نکته توجه کرده ايم که طرز تفکر و نوع نگرش ما به مسائل مختلف تا چه اندازه مي تواند، بر سلامتي ما تاثيرگذار باشد، نوع نگرش ما به مسايل مختلف در رفتارها و برداشت هاي ما تاثير بسياري دارد. احساس ناشي از تفکر انسان است . احساسات وعواطف ما آنگونه شکل مي گيرند که مي انديشيم .همه احساسات منفي مثبت نتيجه مستقيم افکار است. بدون داشتن افکار غمگينانه نمي توان احساس غم کرد يا بدون احساس خشمگينانه نمي توان احساس خشم کرد. نقش افکار در زندگی: افکار روي احساسات ما تاثير مي‌گذارند. نسبت به چيزي که آن را دوست داريد يا از آن متنفريد چه احساسي داريد؟ مجبور نيستيد که آگاهانه احساسات خود را تغيير دهيد. کافي است افکارتان را تغيير دهيد تا احساساتتان به سرعت از آن تبعيت کند. به درستي که افکار روي ذهن، جسم و احساساتمان تاثير مي‌گذارد. افکار مثبت خوشي و خوشبختي را براي ما به ارمغان مي‌آورد و افکار منفي برايمان از خود احساس بي ‌ارزشي و شوربختي به جاي مي‌گذارد. اگر مي‌خواهيد از کيفيت انديشه‌هاي خود باخبر شويد به زندگي خود رجوع کنيد و ببينيد که در چه موقعيتي هستيد. نتيجه را ببينيد؛ اگر از بخشي از زندگي خود راضي هستيد، تفکري که در آن بخشي از زندگي به کار برده‌ايد مثبت بوده است، اگر از بخش‌هايي از زندگي خود ناراضي هستيد در اين صورت احتمالش است که انديشه شما در آن بخش منفي بوده باشد. افکار مثبت، نتايج مثبت توليد مي‌کند مانند؛‌عشق، توجه، محبت، سلامتي، ثروت، خوشبختي، موفقيت، تنعم و غنا. افکار منفي نيز نتايج منفي بر جاي مي‌گذارند مانند؛ بي‌توجهي، بي‌تفاوتي، ناراحتي، فقر و فلاکت، ترس، فقدان و بيزاري در يک جمله مي توان گفت نگرش وبرداشت انسان ها از رويدادها بسي مهم تر از و تعيين کننده تر از خود رويدادها مي باشد به بيان ديگر موقعيت کنوني ما ناشي از عمري انديشيدن منفي يا مثبت است. انسان بدبين معتقد است اتفاقات بد ، از شرايطي دائمي و ثابت نشأت مي‌گيرد: من در امتحان رياضي مردود شدم ، چون استعداد يادگيري اعداد و ارقام را ندارم و اتفاقات خوب ، از شرايطي موقتي ناشي مي‌شود: همسرم امروز به من يک شاخه گل هديه کرد، چون روز کاري خوبي داشته. اما انسان خوشبين ، شکست را به عوامل موقتي نسبت مي‌دهد من در امتحان رد شدم چون دقت نکردم و موقعيتهاي مطلوب را به عوامل پايدار؛ او براي من گل هديه آورد، چون مرا دوست دارد. بدبين اجازه مي‌دهد نااميدي در بخشي از زندگي اش وارد شود و به ساير بخشها نفوذ و سرايت کند. به عنوان مثال وقتي به شخصي گفته مي‌شود بطور موقتي از کار بر کنار شده است، انسان بدبين نه تنها بدلیل از دست دادن شغل خود احساس بدي دارد بلکه نگراني اش را به ساير ابعاد زندگي خود منتقل کرده ، ابراز مي‌کند که زندگي زناشويي اش در معرض خطر است و فرزندانش غير قابل کنترل هستند، اما انسان خوشبين اجازه نمي‌دهد يک شکست ، تمام زندگي او را محدود کند، او با خود فکر مي‌کند گرچه من در اين شرايط ، شغلي ندارم، ولي من و همسرم هنوز رابطه خيلي خوب و نزديکي باهم داريم و فرزندانمان مايه افتخار ما هستند. وقتي مشکلي پيش مي‌آيد و کارها خراب مي‌شود، بدبين ها خود را سرزنش مي‌کنند: براي مثال اگر راننده ديگري به ماشين پارک شده آنها خسارت وارد کند، آنها خود را سرزنش مي‌کنند که چرا ماشين را در جاي نامناسبي پارک کرده‌اند. اما انسان خوشبين چنين مشکلي را به اتفاق نسبت مي‌دهد يا سعي مي‌کند راه جديدي پيدا کند: دفعه بعد ماشين را در جايي که ماشينهاي کمتري وجود دارد، پارک مي‌کنم. مثبت نگري زماني بوجود مي آيد كه افراد احساس نمايند دركشان از خودشان تأييد شده است. زماني كه پي ببرند نتايج را در مقياس هاي فردي و فرافردي متناسب با موقعيت و سرمايه گذاري خود دريافت مي نمايند و نسبت به رفتارهاي خود و رفتارهاي ديگران از ارزش يابي و اطمينان لازم برخوردارند. نگرش صحيح نسبت به مسائل و ناکامي ها، موهبتي است که به واسطه آن، آدمي در مواجهه با نمونه هاي به ظاهر ناموزونِ ، زيبايي و توانايي را در آنها مي بيند و حتي در زشتي ها نيز زيبايي ها را جست و جو مي کند. انسان براي بقا و بهتر زيستن هميشه تلاش مي كند، در اين حركت مهم ترين مسئله بهره مندي از تفكر مثبت است و اين تلاش بشر را به سرمنزل آرامش و آسايش جسم و روح سوق مي دهد، گواه آن سفارش بسياري از بزرگان دين است كه انسان را به انديشه مثبت رهنمون كرده اند. مثبت نگري در نگاه كلي درست نگريستن به زندگي است. مثبت نگري بسياري از ابهامات را از بين مي برد و پنجره اي به سوي روشنايي و اميد باز مي كند. قرآن کريم با هدف کاهش فشار وارده بر انسان در رويارويي با مصايب و حوادث، شيوه ها و عملکردهايي را آموزش مي دهد تا با دستيابي به نتايج مطلوب، آرامش را بيابد. توجه به شيوه هايي چون توکل به خداوند، صبر و بردباري، توبه، رضا به مشيت الهي، دعا و عبادت، عفو و گذشت، سپاس و شکرگزاري و نگرش در طبيعت و تفکر در آن راهکارهايي عملي در اختيار فرد قرار مي دهند و حتي با نگاهي اجمالي مي توان به مؤثر بودن آنها در ايجاد تعادل رواني پي برد؛ چه رسد به آن که متخصصان آن را در روش هاي درماني خود مورد بررسي و اجرا قرار دهند. مثبت اندیشی در متون دینی: بررسي آيات قرآن کريم نيز نشان مي دهد که اغلب تأکيدها بر خوبي ها، درستي ها و نقاط قوت افراد است و ضعف و کژي کمتر مورد توجه قرار مي گيرد. پروردگار عالم با توجه به توانايي ها و ظرفيت بشر مي فرمايد: «من در زمين انسان را خليفه خود قرار دادم»؛ «از روح خود در او دميدم» يا «و به درستي که ما انسان را در زيباترين هيأت آفريديم»از اين رو، خداوند با تکيه بر توانايي ها، انسان را به احسان دعوت مي کند و مي فرمايد: «اگر احسان و نيکي کنيد در حقيقت به خود نيکي مي نماييد». خداوند که خالق انسان است، به دنبال عيب جويي از مخلوقش نيست و همواره از محاسن و خوبي هاي او مي گويد: «خدا دوست نمي دارد کسي به عيب خلق، صدا بلند کند. با بررسي مجموعه اين آيات، مي توان چنين نتيجه گرفت که خداوند در مقابل ضعف هاي بشر، گذشت فراوان دارد و بيشتر بر نکات مثبت، درستي ها و راستي هاي او تکيه مي کند. اين نوع نگرش به انسان مي فهماند که او هم بايد نسبت به سايرين ،پدیدهای جهان هستی و حتي خود با ديدي مثبت بنگرد. خوبي هاي مردم را ببيند و به زبان خوش با آنها تکلم کند و پيوسته نقاط ضعف و سستي خود و ديگران را در نظر نگيرد. در روايات تأکيد اصلي بر اين است که افراد در روابط خود با ديگران وپديده هاي دنيا، بيشتر به نقاط مثبت و قوت توجه کنند و بدانند که خداوند دوست دارد، انسان ها پدیده های جهان هستی خوب و مثبت ارزیابی کنند. در «بحارالانوار» آمده است: «روزي عيسي (عليه السلام) با حواريون از جايي مي گذشت. لاشه سگ مرده اي را ديدند. هر يک از حواريون از بوي تعفن آن اظهار ناراحتي مي کرد و چيزي مي گفت . نوبت به عيسي (عليه السلام) که رسيد، فرمود: «به دندان هاي سفيد اين سگ توجه کنيد که چه قدر براق است. اين روش برخورد با موضوعات، آموزشي است به انسان ها که هميشه نيمه پر ليوان را ببينند و همه چيز را با نگاهي مثبت و سازنده بنگرند. در واقعه عاشورا، وقتي عرصه بر امام حسين (عليه السلام) و يارانش تنگ تر شد و جنگ شرايط دشواري يافت، ايشان به جاي ترس از مرگ و شدت بلا و سردرگمي، يارانشان را به صبر دعوت فرمود و جنبه مثبت موضوع را پيش کشيد و آنها را به شهادت متذکر شد و آن را معبر رهايي و پل اتصالي براي رسيدن به «لقاء الله»، يعني محبوب حقيقي خود معرفي نمود. پس از آن نيز در مواجهه حضرت زينب (سلام الله عليها) با يزيد بن معاويه، آنجا که ملعون شام به حضرتش (عليها السلام) گفت: «ديدي خدا با شما چه کرد؟ و چه بلايي به سر شما آورد و چه گونه خوارتان کرد»؟ عقيله بني هاشم در پاسخ فرمود: «مارايت الا جميلا» ؛ در اين مصيبت، چيزي جز زيبايي و شکوه نديدم. امام سجاد (عليه السلام) نيز هنگام بيماري يا زماني که اندوه و گرفتاري اي برايشان عارض مي شد، به جاي آن که آن را بدبختي و شر بدانند، به درگاه خدا سپاسگزاري مي فرمود و آن را مايه خير و عامل نجات از معاصي و کفاره گناهان مي دانستند. چنين نگرش مثبتي به ياري و امداد روح آدمي مي شتابد. امام علي (عليه السلام)، براي تأکيد بر نقاط قوت افراد و آموزش نوعي مثبت نگري مي فرمايند: «اگر از کسي خوبي ديدي از آن بسيار ياد کن و سپاسگزاري نما و اگر متوجه بدي کسي شدي، تا حد امکان پرده پوشي کن. اکنون که تا حدی با مفهوم مثبت اندیشی و بررسی آن در متون دینی آشناشدیم، به صورت اجمالی به اثرات آن در زندگی می پردازیم، بدیهی است بررسی کامل آثار مثبت اندیشی در این مجال کوتاه امکان پذیر نمی باشد وشما برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به کتبی که در این زمینه نگاشته شده است مراجعه کنید. آثار مثبت انديشي: 1. آينده روشن :مهم ترين تأثير مثبت نگري بر زندگي عادي يا روزمره اين است كه در صورت وجود مثبت نگري زندگي روزمره معطوف به آينده خواهد بود و افراد جامعه از گذشته نگري منفي و داشتن كنش هاي آني و لحظه اي رهايي پيدا خواهند كرد. آنها پذيراي برنامه و داشتن كنش هاي عقلاني معطوف به هدف خواهند شد. كنش هايي كه آنها را وادار به تلاش و كوشش مضاعف و نيل به اهداف متعالي تر مي نمايد به گونه اي كه نوعي آينده گرايي و آينده شناسي را در افراد جامعه تقويت مي نمايد كه خود مي تواند پيامدهاي مثبت متعددي را به دنبال داشته باشد.چنین افرادی زندگی خود آینده خود را روشن وامیدوار کننده ارزیابی می کنند که در راستای تلاش انسان شکل می گیرد. 2. شاد زيستن : خوش بيني مي تواند به فرد کمک کند تا شادتر، سالم تر و موفق تر باشد و بر عکس بدبيني انسان را به سوي نااميدي، بيماري و شکست هدايت مي کند و منجر به افسردگي، تنهايي و کم رويي مي شود. انسان خوش بین مشکلات زندگی را ازمونی برای سنجش توانایی های خود می داند ودر نتیجه در مواجهه با آن نگرش مثبتی به پدیدهای دنیا پیدا می کندو بر نقاط مثبت آن پدید ها توجه می کند که همین امر موجب می شود که از زندگی خود لذت بیشتری ببرد. 3. فائق آمدن بر مشکلات: اگر چه توانايي ها و استعدادهاي افراد از اهميت زيادي در مواجهه با مشکلات زندگی برخوردار مي باشد، ولي خواستن يا نخواستن آن هاست که بر موفقيت آينده شان تاثير مي گذارد و تا حدي به آن دليل است که خوش بين ها و بدبين ها با روش هاي گوناگوني با مسایل ومشکلات زندگی برخورد می کنند. افراد خوش بين مسايل و مشكلات زندگي را لازمه زندگي بشري مي دانند كه در زندگي تمام افراد بشر رخ مي دهد و به نوعي انسان هاي مختلف با آن دست به گريبان هستند . آنان مشكلات زندگي را داراي راه حل مي دانند كه با سعي و تلاش مي توان بر آن فائل آمد . ايد به غلبه پيدا كردن بر مشكلات زندگي ، زندگي را براي آنان شيرين و قابل تحمل مي كند و موجب آرامس رواني آنان مي شود. وقتي اتفاق بدي رخ مي دهد، يا اشکالي در کار پيش مي آيد، فرد بدبين خود را مقصر دانسته و با خود مي گويد به درد اين کار نمي خورم، هميشه شکست مي خورم در چنين وضعيتي زندگي فرد بد بين به جهنمي تبديل مي شود که تحمل آن توسط انسان غير ممکن مي شودبر عکس فرد خوش بين دلايل ديگري را جست و جو مي کند که همين امر در احساس خرسندي ورضايت از زندگي نقش زيادي دارد . 4. اعتماد به نفس :وقتي کارها خوب پيش مي رود و فرد در انجام کارهاي خود به موفقيت مي رسد، فرد خوش بين اعتباري براي خود پيدا مي کند وعامل موفقيت را تلاش و کوشش خود مي داند و چنين باوري در او شکل مي گيرد که او توانايي مواجه با مشکلات گوناگون را دارد و مي تواند با اتکا بر توانايي هاي خود بر موانع بر سر راه رسيدن به اهداف خود آيد. زمانی که اعتماد به نفس در فرد شکل می گیرد فرد احساس می کند که می تواند با اتکا بر توانا ییهای خودبر مشکلات غلبه پیدا کند که این می تواند آرامش روانی او را به دنبال داشته باشد. 5. سلامت روان:اگر افراد در برخوردهاي خود خوش بين باشند، گفتار و رفتار ديگران را خوب تفسير مي کنند و کمتر دچار سوء تفاهم هايي مي گردند که زمينه را براي بروز درگيري و تنش فراهم مي نمايند. و در نتيجه در فضاي روان شناختي مثبتي قرار مي گيرند و رفتارهاي ديگران را مثبت ارزيابي مي كنند چنين فردي در پرتو احساس مثبتي كه از رفتار ديگران دارد به آرامش رواني دست پيدا مي كند. بر عکس در فضاي بدگماني، رفتارها و گفتارها به گونه اي خاص تفسير مي شوند؛ مثلا احترام گزاردن به ديگران به چاپلوسي و تملق ، سکوت به مخفي کاري، حرف زدن ملايم به بي اعتنايي و سردي، قاطعيت به استبداد، صراحت به پررويي، صداقت به ساده لوحي و صميميت به خود شيريني تفسير مي شود. 6. صبر و شكيبايي :افراد مثبت انديش ، زندگي را داراي هدف مي دانند و مشكلات و مسايل زندگي را در راستاي همين هدف معنا مي كنند . آنان بر اين باورند كه عليرغم حوادث ناگواري كه هم اكنون اتفاق افتاده است ، در آينده نه چندان دور ، زندگي رنگ و بوي ديگري مي يابد و رخ زيباي خود را به آنان نشان مي دهد همين نگرش موجب مي شود تا آنان در برابر مشكلات تحمل بيشتري داشته باشند و به آرامش رواني دست پيدا كنند . 7. هماهنگي انتظارات با واقعيت ها :انسان مثبت انديش نگرش واقع بينانه اي به زندگي دارد ، انتظارات او از زندگي نيز واقع گرايانه خواهد بود و در پي آن احساس او از زندگي نيز واقع بينانه خواهد شد. شايد بتوان گفت هماهنگي انتظارات با واقعيت ها شرط رضايت زندگي مي باشد . به بيان ديگر ، ما اكنون در اين دنيا زندگي مي كنيم و در هر مسئله اي بايد اين واقعيت را مورد توجه قرار دهيم كه دنيا قوانين خاص خود را دارد . اين قوانين ، توسط ما وضع نشده و به دلخواه ما نيز تغيير نخواهد كرد. پس بايد قوانين آن را به خوبي بشناسيم ، تا به موفقيت دست يابيم . انسان مثبت انديش در پرتو شناختي كه از قوانين زندگي دنيوي پيدا كرده است ،‌سطح توقعات و انتظارات خود را با واقعيت هاي زندگي تنظيم مي كند و در پرتو چنين رويكردي به آرامش رواني دست پيدا مي كند . 8. اكتفاء به داشته ها: فرد منفي نگر ، همواره لذت را در چيزي مي داند كه ندارد و به همين جهت ، از آنچه دارد بهرهمند نمي شود . چنين افرادي همواره از آنچه دارند ، نالان و ناراضي اند و چيزهايي را آرزو مي كنند كه ندارند و وقتي به آنچه زماني آرزويش را داشتند ، دست يافتند ، بازهم احساس بهرمندي و خوش بختي نمي كنند و به آنچه در دور دست ها وجود دارد ، مي انديشند. بر عكس انسان مثبت انديش ، از آنجا كه به نقاط مثبت داشته هاي خود متمركز مي شود از داشت هاي خود احساس رضايت مي كند و به آن قانع است ، در پرتو چنين احساسي فرد به آرامش رواني دست پيدا مي كند . به قول معروف : « 9- ناپايدار پنداري سختي ها : وقتي مشكلي به وجود مي آيد و حادثه تلخي رخ مي دهد ، تصور انسان منفي نگر بر اين كه چنين حوادثي ماندگار بوده و گويا هيچ پاياني نخواهد داشت . اگر افراد منفي نگر مورد سوال قرار گيرند ، مشخص مي شود كه بسياري از آنان توجهي به پايان پذيري سختي ها ندارند . بر عكس افراد مثبت انديش پايان پذيري مشكلات را يكي از اصول مسلم و قطعي زندگي مي دانند و بر اين باورند كه سختي هاي فراواني آمده و رفته اند و هيچ يك باقي نمانده اند و به طور حتم مشكل كنوني من هم باقي نخواهد ماند. در چنين فضاي روان شناختي افراد مثبت انديش به آرامش رواني دست پيدا مي كنند . در پایان ذکر این نکته ضروری است که هر چند كه مثبت نگري در نگاه نخست و در نقطه آغازين آن از خود فرد شروع مي شود و تجلي آن را در فرد مي بينيم اما حاصل آن در تجربه جمعي فرد كه در فرايند تعامل اجتماعي شكل مي گيرد، ديده مي شود، تجربه اي كه نمونه فرافردي آن را در جامعه و فرهنگ حاكم بر آن مي بينيم. جوامع منعطف، بالنده و پويا در قياس با جوامع سخت و ايستا و بسته از آمادگي بيشتري براي مثبت نگري برخوردار هستند زيرا جوامع و فرهنگ هاي بسته بيشتر خصلت جرم گرايانه دارند كه بيشتر آن مولد نوعي بدبيني هستند. اگر نگاهي به ساير ملل بيندازيم درخواهيم يافت، ملتي پيروز و سربلند مي شود كه انديشه مثبت را سرلوحه زندگي اش قرار دهد و در رسيدن به سعادت تلاش كند و هيچ چيز در دنيا غيرممكن نيست اگر و تنها اگر انسان از قوه فكر و انديشه اش استفاده كند. برعكس جوامع و فرهنگ هاي باز مولد نوعي خوش بيني از حال اجتماعي و بيشتر متمايل به عام گرايي هستند كه مقدم بر مثبت نگري در افراد هست. نویسنده: محمد صادق آقاجانی

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#راهنمايي و تاثير گذاري بر دانشجو