كامل‌ گرايي مذهبي


سؤال :

حس مي كنم توي كارهام، به خصوص مسايل اعتقادي، اعتدال ندارم. گاهي دوست دارم همه چيز به كامل ترين شكل انجام بگيره؛ گاهي خسته ميشم و افكار و چيزهايي كه قبلا برام ارزش داشته، بي ارزش ميشن و ديگه حوصله فكر كردن به اونها رو ندارم. مدام بر سر دو راهي قرار مي گيرم؛ نگرانم؛ نميخوام افراطي يا تفريطي باشم. هدف غاييم اينه كه در همه ابعاد رفتار دینی و اجتماعی و كارهاي درسي و مسايل خانوادگي و ... اعتدال داشته باشم . براي رسيدن به اين اعتدال بايد چي كار كنم . مرا راهنمايي كنيد. اگه خواندن كتاب خاصي هم ميتونه بهم كمك كنه معرفي كنيد.


جواب :

در خصوص مسأله‌اي كه مطرح كرده‌ايد به چند نكته اشاره مي‌كنم : 1. بدون شك بسياري از هيجانات، احساس‌هاي خوب يا بد و رفتارهاي بهنجار يا نابهجار ما ريشه در افكار، نگرش‌ها و تفسيرهاي ما از مسائل گوناگون زندگي دارد. در حقيقت آنچه كه مديريت شخصيت ما را در دست دارد و ما را به اين سو يا آن سو هدايت مي‌كند بيش از آن كه عوامل محيطي يا خارج از وجود ما باشند، افكار ماست. اين افكار و نگرش‌ها، گاه روشن و هشيارانه‌اند و گاهي پنهان و ناهشيار و به هر صورت احساس‌ها و رفتارهاي ما را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند. شايد سر تأكيدهاي فراوان اسلام عزيز به موضوع تفكر و تعقل كه در آيات قرآن كريم و نيز سنت و سيرت پيشوايان ديني تجلي يافته است، همين امر باشد كه عامل اصلي سعادت و سلامت مادي و معنوي انسان و نيز شقاوت و نگون بختي او در تفكر او نهفته است. اگر فكر سالم و درست باشد، بقيه ابعاد شخصيتي آدمي نيز سالم و درست خواهد بود و اگر افكار نادرست و يا ناقص باشند بر جنبه‌هاي ديگر شخصيت ما نيز تأثير منفي و نامقبول مي نهند. 2. دينداري مطلوب و زندگي مؤمنانه بر محور تفكر و تعقل تكوین مي‌يابد و دينداري تهي از تفكر صحيح، جز پوسته‌اي و قشري از مناسك و رفتارهاي ظاهري نخواهد بود. در روايت آمده است كه امام علي عليه السلام فرمود: «لا عباده كالتفكر». عبادتي به مانند تفكر نيست. انديشه صحيح و استوار و نگرش‌هاي منطبق برحق، مستلزم بصيرت و آگاهي دقيق و كامل از ارزش‌ها و معارف وحياني است. تفكر و تعقل صحيح به چراغي مي‌ماند كه با سوخت آگاهي و علم روشن شده و زندگي فرد را پر نور مي‌كند و حق را از باطل جدا كرده و راه راست و راه را از بيراهه نشان مي‌دهد. در مقابل، علم ناقص يا علم نادرست، موجب ناكارآمدي و گمراهي تفكر خواهد بود. آدمي اگر از علم ناب و تفكر ناب بي بهره باشد، نتيجه تفكرش جز افراط يا تفريط در احساس و رفتار نيست. امام علي(ع) مي فرمايد: «لايري الجاهل الا مفرط او مفرط». فرد نادان جز در حال افراط يا تفريط ديده نخواهد شد. معارف دين در همه ساحت‌هاي انساني اعم از فكري، عاطفي و رفتاري، منظومه‌اي منسجم و مرتبط است كه اگر به درستي فهم نشود انسان را در فكر و عمل دچار انحراف و گمراهي مي‌كند كه نه تنها رشد و بالندگي معنوي و ايماني را به دنبال ندارد كه گاه فرسنگ‌ها او را از اهداف دين دور مي كند. نمونه بارز اين مسأله مهم در تاريخ اسلام را مي‌توان جريان فكري خوارج به شمار آورد كه با تمسك به پاره‌اي از مناسك و احكام ظاهري شريعت مانند امر به معروف و نهي از منكر و ظاهر برخي آيات قرآن و ناآگاهي از معارف عميق و اصيل دين و احكام ريشه‌اي‌تر در شريعت، تاسال‌ها مشكلات زيادي را براي خود و جامعه اسلامي به وجود آوردند. داشتن سبك زندگي ديندارانه‌اي كه موجب رشد و تعالي مادي و معنوي انسان شود و او را در همه مراحل و ابعاد زندگي به درستي راهنمايي و هدايت كند، متوقف بر آگاهي صحيح و كامل از باورها، نگرش‌ها و آموزه‌هاي عملي دين است. وقتي آگاهي كافي و كامل از باورها، نگرش‌ها و احكام دين نداشته باشيم، به ورطه تفسير به رأي و اجتهادهاي مبتني بر ذوق و علايق شخصي فرو مي‌رويم كه جز دشواري‌هاي ملال آور و افراط‌ها يا تفريط‌هاي تباه‌كننده انگيزه‌هاي مثبت ثمري ندارد. 3. يكي از نگرش‌هاي مخرب و نادرستي كه مي‌تواند در موضوعات و مسائل گوناگون زندگي، مشكلات فراواني را ايجاد كرده و ما را از رسيدن به اهداف ارزشمند باز دارد و رضايت‌مندي را از ما بستاند و همواره احساس نااميدي و شكست، خستگي و دل‌زدگي را بر ما تحميل كند، كامل‌گرايي است و يكي از انواع زيان بار كامل‌گرايي، كامل‌گرايي مذهبي است كه در نهايت، فرد را به ورطه وسواس‌هاي تحليل‌برنده و خطرناك مي‌كشاند. انسان موجودي كمال طلب است؛ يعني از ژرفاي فطرت و عمق وجودش خواهان حركت در مسير بهتر شدن، بالندگي و دست‌يابي به وضعيتي بهتر و بالاتر از وضعيت موجود خويش است. انسان‌ها در هر شرايطي كه قرار گيرند هرگز به وضعيت كنوني خود قانع نشده و خواهان رسيدن به سطحي بالاتر و وضعيتي مطلوب‌تر هستند. اين ميل وجودي و گرايش ذاتي، عامل اصلي و اصيل همه پيشرفت‌ها و تعالي‌هاست، اگر از آن براي تحقق اهداف عالي و انساني استفاده شود و نيز مي‌تواند انسان را در سراشيبي سقوط و تباهي قرار دهد، اگر براي رسيدن به اهداف صرفا حيواني و دنيايي به كار گرفته شود. كمال گرايي يعني گرايش و ميل به شكوفا كردن هرچه بيشتر استعداد‌ها و توانمندي‌ها و در اختيار گرفتن هر چه بيشتر مواهب حيات؛ به عبارت ديگر انسان آنچه دارد را ارزشمند تلقي مي‌كند ولي براي رسيدن به بيش از آن همواره تلاش مي‌كند، اما كامل‌گرايي، نوعي كمال‌گرايي تحريف شده است. به اين معنا كه فرد در بعدي از ابعاد زندگي و گاه در همه ابعاد، نقطه اوجي را در نظر دارد كه نه تنها به كم‌تر از آن قانع نيست كه اساسا كم‌تر از آن را با ارزش تلقي نمي‌كند. كمتر از نقطه اوج او را خوشحال نمي‌كند و همواره تلاش‌هاي زيادي را صرف رسيدن به ايده‌آل‌هاي ذهني خود مي‌كند و چون در هر موضوعي ولو دنيايي، نقطه اوج ثابتي وجود ندارد ( چون كمالات مادي و معنوي بي نهايت‌اند)، چنين فردي هرگز به احساس ارزشمندي، آرامش و رضايت از زندگي دست پيدا نمي‌كند. به هر مرتبه‌اي كه مي‌رسد، هر لذتي را كه تجربه مي‌كند و هر كمالي را كه به دست مي‌آورد، باز مي‌بيند كه مرتبه‌اي بالاتر وجود دارد كه او از آن بي‌بهره است و به همين خاطر لذت رسيدن خيلي زود در كام او تلخ و گزنده مي شود و تلاش بي حاصل ديگري را براي احراز آن مرتبه به كار مي‌گيرد. البته بسياري از كامل‌گراها از عمل گريزانند و يكي از عوامل مهم و شايع تنبلي و گريز از عمل، همين كامل‌گرايي است. وقتي فقط به اوج مي‌انديشيم و كم‌تر از آن را با ارزش نمي‌دانيم، ممكن است باور داشته باشيم كه توانمندي لازم براي رسيدن به آن را نداريم و شرايط مناسبي وجود ندارد و از اين رو به عمل اقدام نمي‌كنيم و همواره با بهانه عدم وجود شرايط مناسب، از اقدام به عمل فرار مي‌كنيم. مثلا دانشجويي را در نظر بگيريد كه جز به نمره عالي نمي‌انديشد و هر نمره‌اي پايين‌تر از آن را بي‌ارزش مي‌داند. ممكن است اين فرد به خاطر آن كه خود را عاجز از گرفتن 20 بداند حتي براي نمره قبولي هم تلاش نكند. دانش آموزان زيادي را ديده‌ايم كه از گرفتن نمره 19 ناراحت شده‌اند و و نه تنها از نمره خوبي كه گرفته‌اند راضي و خوشحال نیستند كه شديدا نگران تك نمره‌اي هستند كه به دست نياورده‌اند. كامل‌گرايي، وقتي به حيطه مسا‌ئل ديني و معنوي وارد مي‌شود آثارش زيان‌بار‌تر و خطرناك‌تر مي‌شود. كامل‌گرايان معنوي مي‌پندارند كه هر عمل ديني بايد با نهايت دقت، ظرافت و وسواس انجام شود و اگر يكي از شرايط مورد نظرشان انجام نشود، عمل را يك‌سره بي‌ارزش و در نتيجه رها مي‌كند. برخي كامل‌گراهاي مذهبي به گونه‌اي مي‌انديشند كه گويا تنها در صورت داشتن عصمت و عاري بودن از هرگونه خطا و نقص، اعمال‌شان مقبول و ارزشمند است. مثلا مي‌انديشند كه يا بايد اصلا گناه نكنم و يا اگر حتي يك گناه هم از من سر بزند ديگر همه اعمال و كوشش‌هاي مذهبي و معنوي‌ام بي‌ارزش و بي‌ارج مي‌شود. اين نگرش و نگرش‌هايي از اين دست، دقيقا مخالف با آموزه‌هاي اصيل و حقيقي قرآن كريم و مكتب اهل بيت (عليهم السلام) است. در نگرش ديني، ما انسان‌ها موجوداتي هستيم كه عقلي محدود، دانشي اندك و اراده‌اي كران‌مند و محدود داريم. انبوهي از نيازها، غرايز و عواملي كه خارج از كنترل و خواست ماست، ما را احاطه كرده است. در ميان اين همه محدوديت و دشواري مكلفيم كه از دارايي‌هاي وجودي خود براي رسيدن به هدف اصيل خلقت يعني بندگي و قرب الهي استفاده كنيم. هرگونه تلاش ولو بسيار اندك، وقتي براي خدا انجام شود ارزشمند است و مأجور؛ و هر كار بد، هرچند به چشم نيايد، محاسبه خواهد شد و معاقب، مگر آن كه گنه‌كار توبه كند و صادقانه از خداوند پوزش بخواهد. 4. در نگرش ديني، مؤمن موظف است احكام دينش را به درستي ياد بگيرد و آن را آن گونه كه خداوند خواسته انجام دهد نه آن گونه كه ذوق و يا سليقه‌اش مي‌طلبد. در انجام تكاليف ديني، طاقت و توان فرد بسيار مهم تلقي شده است. اساسا هيچ كس بر تكليفي كه در توانش نيست مكلف نشده است. در اين نگرش، از مؤمن نمي‌خواهند كه همه اعمالش را به يك‌باره ديني كند و اصلا گناهي مرتكب نشود و نقصي در كار او نباشد، بلكه از او مي‌خواهند كه تلاش كند هر روز بهتر از اين ديروز باشد( و ان ليس للانسان الا ما سعي) و در مسير حركت، توقف نكند. رعايت اعتدال و پرهيز از افراط‌هايي كه خواسته دين نيست، مؤلفه كليدي در اين نگرش به حساب مي‌آيد. انسان متدين ابتدا جز به انجام واجبات و ترك محرمات در محدوده‌اي كه دين معين كرده است، تكليف نشده است. فراتر از اين دو يعني انجام مستحبات و ترك مكروهات، بسته به ميزان توانمندي، شوق و اشتياق و با يك برنامه تدريجي مطلوب شمرده شده است. بنابر اين به نظر مي رسد كه عامل اصلي گرفتار شدن در كامل‌گرايي ديني، ناآگاهي از معارف حقيقي دين و نشاندن سليقه و تمايلات خود به جاي خواست و فرمان خداست. ملاك دينداري، اطاعت و تبعيت از فرمان خداست نه ميل نفساني ولو آن ميل به سوي عبادتي تعلق گيرد. در روايت آمده است كه امام رضا عليه السلام در ماه مبارك رمضان براي كاري به مسافرت رفتند؛ وقتي كه از حد ترخص شهر فاصله گرفتند طعامي طلب كردند و روزه خود را افطار كردند. برخي افراد نادان اين كار را بر امام خرده گرفتند و خواستند كه همچنان بر نخوردن و ننوشيدن ادامه دهند. امام عليه السلام فرمود كه ملاك اطاعت از فرمان خداست. كسي كه در شهر امر به روزه كرده بود در بيابان خواسته است تا روزه را بگشاييم و معيار دينداري اطاعت از اين فرمان است نه بر اساس تمايل خود رفتار كردن. به نظر مي رسد كه شما در مسائل ديني و آشنايي با احكام ديني بايد جديت بيشتري داشته باشيد و بكوشيد كه اولا دين را به خوبي بياموزيد و ثانيا بر اساس معيارهاي ديني رفتار كنيد. مطالعه تفكر و آموختن از عالمان ديني، مهم‌ترين كاري است كه بايد انجام دهيد. نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه كنيد جامع نگري در زندگي است. نيازهاي انسان مجموعه‌اي از نيازهاي مادي و معنوي است كه بايد به همه آن‌ها در حد لازم و معقول پاسخ دهد. هر گونه تك‌سونگري و بي‌اعتنايي به نيازهاي واقعي، مي‌تواند آسيب زننده باشد و در نهايت ما را به افراط در نيازي و تفريط در نيازي ديگر بكشاند. در ادامه اين نوشتار، راهكارهايي را جهت حل مشكل و بهبود وضعيت فكري و احساسي شما پيشنهاد مي‌كنم : 1. ورزش منظم روزانه و داشتن يك رژيم غذايي مطلوب و سالم، پرهيز از خوردن غذاهاي فست فودي، گوشت‌هاي صنعتي و غذاهاي پر ادويه، تند و سرخ كرده، نوشابه‌هاي غيرطبيعي و در عوض، گنجاندن سبزي‌ها و ميوه‌ها و عرق‌هاي گياهي مانند عرق كاسني ، عرق بيدمشك و ... در برنامه غذايي روزانه، ضرورتي اجتناب ناپذير است. ورزش منظم، علاوه بر تأمين تندرستي، موجب تخليه هيجاني، بالا رفتن عزت نفس و اعتماد به نفس كاهش افسردگي، كمك به زيبايي اندام و عامل مهمي براي نشاط و شادابي است. 2. برنامه اي متنوع، واقع بينانه و پربار، براي زندگي خود طراحي كنيد. دفتري آماده كنيد و با تفكر و تأمل در گذشته و حال و امكانات موجودتان، علايق و فعاليت هاي مفيد و سودمندي را براي خود شناسايي كرده و در قالب يك برنامه كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت، به آن‌ها بپردازيد. خواندن كتاب‌هاي سودمند، آموختن مهارت‌هايي مانند، خياطي، آشپزي، آرايش‌گري، بافندگي، تفريح، مسافرت‌هاي كوتاه مدت درون شهري و برون شهری با خانواده یا دوستان، رفتن به مسجد، حفظ قرآن و ... 3. عبادت و توجه به خدا، و انس با قرآن، علاوه بر ايجاد آرامش حقيقي، موجب معنا يافتن زندگي و جوانه زدن انگيزه‌ها و احساس‌هاي پاك و تعالي‌بخش در وجودتان مي‌شود. نماز اول وقت، مداومت بر ذكر لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم و ذكر شريف يا انيس، دائم الوضو بودن، خواندن نماز جعفرطيار قبل از ظهر روز جمعه موجب آرامش و برطرف شدن اندوه از دل و جان آدمي است. 4. آراسته باشيد، لباس‌هاي تميز بپوشيد، مرتبا حمام كنيد و از عطرهاي مورد علاقه خودتان استفاده كنيد. هر روز قدري در مقابل آيينه بايستيد و زيبايي‌هاي خودتان را تماشا كرده و خداوند مهربان را به خاطر آن سپاسگزاري كنيد. 5. دفتري را برداريد و تمامي خاطرات خوب، موفقيت‌ها، نعمت‌ها و توانمندي‌هاي خودتان را كه در طول زندگي داشته ايد در آن ثبت كرده و هر روز مرور كنيد. 6. بخشي از اوقات خودتان را به تفكر درباره آفرينش، معنا و ماهيت زندگي، مرور ارزش‌ها و اهدافتان اختصاص دهيد. بكوشيد با يك خودشناسي جامع و دقيق، ارزش‌ها و اهداف درست و تعالي‌آفريني را انتخاب كنيد. خودشناسي بهترين و سودمندترين معرفت‌هاست(امام علي عليه السلام)؛ و علاوه بر اينكه راه مهمي در خداشناسي و پيوند خوردن با جان هستي است، بهترين وسيله براي بهره بردن از زندگي است. در باره فلسفه عبادت‌ها و احكام ديني، هم تفكر كنيد و هم مطالعه و هم مباحثه تا ذهن و قلبتان براي پذيرش احكام الهي آماده‌تر و رام‌تر شود. 7. داوطلبانه در كارهاي منزل مشاركت كرده و به اهل خانه كمك كنيد. احساسات مثبت خودتان را به آن‌‌ها ابراز كرده و همواره با جملات مثبت، مهربانانه و محترمانه با آنان سخن بگوييد. 8. سعي كنيد هر روز دست كم يك كار مثبت براي كسي انجام دهيد. دلي را شاد كنيد و غمي را از دلي بزداييد. 9. هميشه مثبت و اميدوار كننده بينديشيد و بر نقاط مثبت شخصيت خود تمركز كنيد. نقاط منفي را تنها براي رفع و اصلاح آنها، مورد توجه قرار دهيد. 10. هميشه مثبت، زيبا و با احساس حرف بزنيد و جملات خنثي، منفي و غم انگيز را تا حد ممكن به كار نبريد. حتي اگر شرايطتان راضي كننده، آرامش بخش و لذت آفرين نيست، اجازه ندهيد اميد به آينده و رحمت الهي از شما سلب شود. با خود گويي مثبت و اميد بخش ، احساس اينكه بر شرايط تسلط داريد را به خودتان تلقين كنيد. در پايان كتاب‌هاي زير را به شما معرفي مي‌كنيم؛ اميد است كه برايتان سودمند باشد : 1. رشد، علي صفايي حايري، انتشارات ليله القدر، قم 2. صراط، علي صفايي حايري، انتشارات ليله القدر، قم 3. مهارت هاي زندگي، کریس کلینکه، ترجمه شهرام محمدخاني، انتشارات رسانه تخصصي، تهران 4. جوان و بعد چهارم شخصيت، محمدرضا شرفي، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، تهران 5. از حال بد به حال خوب، ديويد برنز، ترجمه مهدي قراچه داغي، انتشارات ذهن آويز، تهران نویسنده : احمد فامیل دردشتی

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#راهنمايي و تاثير گذاري بر دانشجو