به خاطر چهره زشتم، خیلی ناامیدم ...


سؤال :

به خاطر چهره زشتم، خیلی ناامیدم؛ الان من به دختري تو دانشكده علاقه دارم، من خيلي دوسش دارم، خودش نميدونه؛ اگه من زشت نبودم، تا حالا صد بار رفته بودم خواستگاريش، ولي الان نميتونم، حتي نميتونم به كسي بگم من يكي رو دوست دارم. من الان دارم تاوان چي رو پس ميدم؟ من شاگرد ممتازی هستم و بايد اميدوار باشم ولي الان هيچي ندارم، نميدونم چكار كنم. اصلاً موضوع سر شخص خاصي هم نباشه، من به هر كس ديگه اي هم كه دل مي دادم بازم همينطور بدبخت بودم. اي خدا چرا منو اينطور آزمايش مي كني؟ چرا نميگي چكار كنم؟ چقدر دوشم احساس سنگيني ميكنه، چقدر خستم، چقد تنها. من چكار كنم؟ صبر كردن برام خيلي سخت شده. الان ديگه وقتشه اقدام كنم. وقتشه برم جلو. ولي نمي تونم. دليلشم گفتم. من دنبال ازدواجم نه دوست بازي و اگه ميخوامش بايد برم اول به خانوادم بگم، ميدونم قبول ميكنن. خواهش ميكنم راهنماييم كنين، چكار كنم؟ چطوري بهش بگم؟


جواب :

روزي دختري جوان نزد شيوانا آمد و از او كمك خواست تا براي مشكل نازيبايي و زشتي صورتش راه حلي ارائه دهد. شيوانا سري تكان داد و گفت : جلوتر از مردم حركت كن! دختر جوان لختي سكوت كرد و سپس دوباره سوال خود را تكرار كرد و گفت : ببينيد استاد! مشكل من اين است كه هر وقت مي خواهم كاري انجام دهم به محض اينكه مقابل شخص يا اشخاصي مي ايستم بلافاصله نگاه سنگين آنها را روي زشتي هاي چهره و هيكل خودم حس مي كنم و اين سنگيني فوراً مرا فلج مي كند و ديگر نمي توانم با اقتدار و اعتماد به نفس قبلي به صحبت هايم ادامه دهم و زشتي بي اعتمادي به خودم به زشتي صورتم اضافه مي شود و در نتيجه خود به خود توسط خودم از ميدان كنار گذاشته مي شوم. آيا جوابي براي سوال من داريد! شيوانا مجدداً سرش را به علامت حق به جانب تكان داد و با همان لحن آرام قبلي گفت: جلوتر از مردم اطرافت حركت كن! و اين يعني نگذار نظر آنها به تو برسد! دختر جوان كمي روي پاسخ شيوانا تأمل كرد و آنگاه با نوميدي دوباره سوال خود را به شكلي ديگر تكرار كرد. او گفت: متاسفانه مي بينم شما هم به خاطر زشتي چهره ام مرا جدي نمي گيريد! من چگونه مي توانم مانع رسيدن نظر مردم به خودم شوم در حالي كه به محض قرار گرفتن مقابل آنها، بلافاصله سايه سنگين نگاه و نظرشان را روي خودم حس مي كنم؟! شيوانا پاسخ داد: به محض اينكه احساس كردي نظر ديگران به تو نزديك شده است به سرعت ذهن خودت را از اين فكر دور كن و سعي كن بي توجه به جلوه گري هاي اين انديشه آزاردهنده، نسبت به آن بي اعتنا باشي و با سرعت خودت را در هنرها و توانايي ها و استعدادهاي منحصر به فرد خودت غوطه ور سازي! يك انسان فوق العاده زيبا هم اگر اجازه دهد نظر ديگران قبل از عمل و كردارش وارد ذهنش شود، نمي تواند حركت و واكنش صحيح را نشان دهد. اهميت دادن به نظر ديگران باعث مي شود كه همه انسان ها چه زشت و چه زيبا، نتوانند كار خود را درست انجام دهند. راه چاره تو اين است كه از اين لايه بيرون بپري و در سطح ديگري از آگاهي پرواز كني و اين امكان پذير نيست مگر اينكه موضوع اهميت بخشيدن به نظر ديگران را نزد خودت بسيار ناچيز شماري ! دختر جوان سكوت كرد و ديگر هيچ نگفت. مي گويند از آن روز به بعد اين دختر بهترين بافنده فرش ابريشم در منطقه شد و تمام خانواده ها براي ياد دادن و آموزش هنر بافندگي فرش، فرزندان خود را نزد او مي فرستادند. جالب اين بود كه هيچكس در مورد زشتي آن دختر صحبتي نمي كرد و همه او را به عنوان بافنده زيباترين فرش هاي ابريشم مي شناختند. شيوانا روزي براي شاگردانش اين دختر را مثال زد و گفت: اين دختر جوان چون يكبار براي هميشه موضوع زشتي چهره خود را فراموش كرد و ديگر به آن مراجعه نكرد در نتيجه ديگر مانند زشت ها عمل نكرد و از آن روز به بعد ديگر كسي زشتي او را نديد. در واقع اولين كسي كه زشتي هاي انسان را مي بيند و آنها را بزرگ مي كند خود اوست و اولين كسي كه انسان ها را به خاطر زشتي هايش سرزنش مي كند و مانع از خوب عمل كردن او مي شود نيز باز خود شخص مي باشد. بافنده زيباترين فرش هاي ابريشم به جاي تمركز روي زيبايي چهره، اكنون روي زيبايي منحصر به فرد استعدادش متمركز شده است و در نتيجه به يكباره نظر مردم برايش بي ارزش شده و از نظر مردم جلوتر افتاده است و به جاي بازي خوردن توسط نظر مردم ، به لايه بالاتري از آگاهي جهش كرد. پرسشگر گرامي؛ قبل از هر چيز از شما به خاطر اعتمادي كه به اين مجموعه نموده ايد و مسائل زندگي تان را با ما در ميان گذاشته ايد، تشكر مي كنيم. از اينكه شما را تا اين حد ناراحت و نگران مي بينيم، متأسف و ناراحتيم و اميدواريم كه هرچه زودتر با تلاش و همت خود شما، از اين احساسات ناخوشايند رهايي يابيد و زندگي خوب و خوشي را براي خود رقم زنيد. وقتي نامه شما رو مي خواندم ياد قسمت چهارم برنامه ماه عسل امسال افتادم. مهمان برنامه جوان 31 ساله باهوشي بود كه همه بدنش حس داشت اما هيچ قسمتي از بدنش جز شستش حركت نداشت. مادرش مي گفت گاهي شبها بيدارش مي كند و از او مي خواهد مورچه اي كه روي پايش راه مي رود را بردارد. دانشگاه قبول شده بود اما نمي توانست برود مي گفت حتي نمي توانسته كتاب را ورق بزند و صبح ها منتظر مي مانده تا مادرش از سر كار برگردد و برايش كتاب را ورق بزند تا بتواند بخواند. چقدر با استعداد بود، شاعر بود و اهل مطالعه اما هميشه دور تا دورش ديوار بود. از احساس تنهايي اش مي گفت كه واقعا تكان دهنده بود( ميتوانيد از اینترنت دانلود كنيد و تماشا نمایید). بعد شما با اين همه موفقيت اين همه توانايي اين همه نعمت، يعني چهره ظاهری (که به زعم خودتان زشت است و شاید اینگونه هم نباشد) اين همه مي تواند باعث شود كه شما شانه هايتان سنگين شود؟ خدا هر فردي را به گونه خاصي آفريده است. انسان سالم كسي است كه از ظاهر و قيافه خود احساس رضايت داشته باشد و با اعتماد به نفس به انجام امور زندگي خود بپردازد. شما با اين همه توانايي شك نكنيد لياقت يك همراه مناسب را داريد خودتان خودتان را باور كنيد تا ديگران هم باورتان كنند. پرسشگر محترم، شما براي ازدواج مشكل خاصي نداريد. اگر واقعا فكر مي كنيد كه در شرايط خوبي از لحاظ ظاهر به سر نمي بريد، مي توانيد براي ازدواج سطح توقعات خود را پايين تر بياوريد و شخصي را متناسب با خود پيدا كنيد . وقتي امكان ازدواج براي معلولين هم فراهم است و حتي مشاهده مي كنيم كه كوتوله ها هم ازدواج مي كنند، شما كه وضعيتتان قابل مقايسه با چنين افرادي نيست، به راحتي مي توانيد مورد مناسب خود را پيدا كنيد. كافي است اندكي سطح توقع خود را پايين بياوريد. اما در مورد ظاهر و نعمتهاي مادي، بايد بدانيد كه به هيچ وجه نعمتهاي مادي ملاك نيستند. ما روايات متعددي داريم در مورد اينكه اتفاقا سخت ترين بلاها و بيشترين مصيبتها بر بهترين بندگان خدا نازل مي شوند. اينها به خاطر آن است كه دوستان خدا به هيچ وجه به دنيا دل خوش نكنند و وابسته به آن نباشند و تمام توجهشان فقط به سوي خدا باشد. به اين روايات دقت بفرماييد : امام صادق عليه السلام: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ‏ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ‏»؛ سخت ترين مردم از لحاظ بلا و گرفتارى پيغمبرانند؛ سپس كسانى كه در پى آنانند، سپس كسى كه از ديگران بهتر است، بترتيب. امام صادق عليه السلام به سدير فرمودند : «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ‏ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ إِنَّا وَ إِيَّاكُمْ يَا سَدِيرُ لَنُصْبِحُ بِهِ‏ وَ نُمْسِي‏»؛ چون خدا بنده ای را دوست دارد، او را در بلا غوطه‏ور سازد. اى سدير ما و شما، صبح و شام با آن دمسازيم. (اصول كافي، ج‏2، ص252 و 253) مي بينيد كه قضيه برعكس آن چيزي است كه شما فكر مي كنيد و به هيچ وجه اينگونه نيست كه چون خدا شما را از نعمتي محروم كرده است، قصد عذاب شما را داشته باشد؛ يا دليلش اين باشد كه شما از خدا دور شده ايد و ... . اين قضيه شواهد خوبي نيز در تاريخ دارد؛ لقمان حكيم كه چنان عظمت دارد كه سوره اي در قرآن به نام او آمده است، فردي سياه چهره بود؛ به گونه اي كه مي گويند مدتي او را به بردگي گرفته بودند و از او به عنوان برده استفاده مي كردند. چنين فردي با اين قيافه ظاهري به جايي رسيد و به اندازه اي از فهم و علم و حكمت رسيد كه سخنان حكيمانه او در قالب آيات قرآن، مطرح شده اند. اين، پيشرفت و موفقيت كمي نيست. سقراط، استاد افلاطون و ارسطو، آنقدر زشت بوده كه مي گويند صورت او بيشتر شبيه ميمون بود، تا آدميزاد. با اين حال او نابغه زمان خود بود و در تمام طول تاريخ بشر از ميان حكما و فلاسفه كمتر شخصيتي مانند او پيدا شده است. برادر عزيز شما ضمن اينكه نبايد نگران باشيد و روحيه خود را از دست بدهيد؛ بايد خوشحال هم باشيد كه اگر با بلايي روبرو شده ايد، اين بلا و امتحان سخت به خاطر پيشرفت روحي شما و متناسب با شرايطي است كه شما در آن هستيد. بايد مطمئن باشيد كه خير و صلاح شما در آن است؛ وگرنه هرگز اينطور نمي شد. به خدا اعتماد كنيد و به او اطمينان داشته باشيد. همينطور بايد خوشحال باشيد كه خداي جاي حق نشسته و امامان معصوم فرموده اند در صورتي كه شخصي در اين دنيا از نعمتي محروم شده باشد، خدا در جهان آخرت تا هفتاد برابر بهتر از آن را به او مي دهد. بنابراين سعي كنيد اين مسأله را بپذيريد و آن را جزئي از زندگي خود بدانيد و ديگر به آن فكر نكنيد. با فكركردن كه مشكلي حل نمي شود و شما تغيير قيافه پيدا نمي كنيد. روحيه خود را از دست ندهيد. به حرفهاي ديگران توجه نكنيد. فكر كنيد نظركرده خدا هستيد و خدا براي شما برنامه ويژه اي دارد و از اين جهت خوشحال باشيد. سعي كنيد در هر صورت از زندگي خود لذت ببريد و خوبي هاي زندگي و خوشي هاي آن را نيز ببينيد. در ضمن استعدادهاي خود را دست كم نگيريد و بدبين نباشيد. با تلاش و پيگيري، حتما كار خوب و مناسبي پيدا خواهيد كرد؛ همانطور كه با كمي اراده و اندكي صبر و حوصله، همسري متناسب با خود پيدا خواهيد نمود. اما در مورد اقدامتان براي ابراز علاقه به همكلاسي تان : نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد. آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد. همانطور كه مي دانيد ازدواج يكي از مسائل مهم زندگي هر انساني است زيرا در همه ابعاد زندگي تأثير دارد و ازدواج موفق مي تواند باعث پيشرفت انسان در زمينه هاي مختلف شود كما اينكه اگر ازدواج ناموفق باشد مشكلات زيادي را براي انسان به وجود مي آورد و مانع رشد و ترقي مي شود بنابراين بايد با اين امر مهم سنجيده برخورد كرد و از هر گونه شتابزدگي، يك جانبه گرايي، ظاهر بيني و سطحي نگري اجتناب كرد. يك ازدواج موفق دایر بر مدار يك سلسله معيارهاي اصلي و فرعي و همچنين يك سلسله آگاهي هاي قبل و بعد از ازدواج مي باشد. اگر انسان بر اساس آگاهي هاي صحيح، آن معيارها را در فردي احراز كرد آنگاه بايد اقدام به خواستگاري كند و مراحل بعدي را به تدريج انجام دهد تا ازدواج محقق شود. معمولاً يكي از مشكلات انتخاب آگاهانه، عشق و علاقه زود هنگام است. چون علاقه و عشق مفرط موجب مي شود انسان نتواند بر اساس آگاهي به معيارهاي صحيح همسر خود را انتخاب كند. البته خود علاقه يكي از چيزهائي است كه براي اقدام اوليه لازم است والا هيچگاه انگيزه اي ايجاد نمي شود و اقدامي هم صورت نمي گيرد اما اين علاقه نبايد در حدي باشد كه موجب ناديده گرفتن معيارهاي مهم انتخاب همسر شود. اميدواريم با برداشتن گام هاي صحيح در اين مسير، و با آگاهي كامل از وضعيت خود و دختر مورد نظر بتوانيد گام صحيحي برداريد و اتفاقی مبارك نيز همراه آن گردد. از جمله گام هاي اساسي براي انتخاب همسر در مرحله اول تحقيق و تفحص در مورد او و خانواده اش به جهت شناخت و آگاهي بيشتر مي باشد و در اين ميان آنچه كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه آيا فرد مورد نظر ملاك ها و معيارهاي يك ازدواج موفق و پايدار را دارد يا خير؟ برادر محترم؛ اگر واقعاً قصد ازدواج داريد و دختر مزبور را براي همسري خود مناسب مي‌دانيد، توصيه مي‌كنيم اين علاقه را ابتدا با خانواده در ميان بگذاريد و بعد از موافقت آنها، از طريق خانواده اقدام كنيد و از مادرتان بخواهيد رسماً برايتان او را خواستگاري كند. همچنين گاهي لازم است در خواستگاري اصرار نماييد تا اينگونه به خانواده دختر بقبولانيد كه تمام توانتان را براي بدست آوردن دختر و خوشبخت كردن او در زندگي مشترك به كار خواهيد گرفت. اما مراقب باشيد از حدود شرعي و عرفي خارج نشويد. اگر كسي هست كه داراي جايگاه مثبت و نفوذ فكري بر اين خانواده است، از او استفاده كنيد. بعد از مدتي اصرار و تلاش در اين مورد اگر همچنان پاسخ منفي دريافت نموديد، از اصرار بي‌ مورد دست برداريد و به دنبال همراهي ديگر و مناسب براي زندگي مشترك خود باشيد. همان طور كه شما حق انتخاب داريد و مي‌خواهيد با دختر دلخواه خود ازدواج كنيد، به طرف مقابلتان هم حق بدهيد كه بتواند به خواستگاري شما پاسخ مثبت يا منفي بدهد. پس اول بايد تحقيق كنيد و ببينيد كه آيا اين خانم داراي ملاك و معيار همسر مناسب است يا نه؟ بعد از آن سعي كنيد آدرسي از ايشان به دست آوريد و از مادرتان بخواهيد او را به صورت رسمي برايتان خواستگاري كند و در صورتي هم كه امكان اين كار برايتان فراهم نيست مي توانيد كه از يك واسطه مثل يكي از اساتيد كه احساس نزديكي بيشتري با او داريد يا از فرد متأهلي از دوستانتان، كمك بگيريد تا علاقه شما را به دختر خانم برساند و نظرش را در مورد شما بپرسد. پرسشگر محترم؛ گام نهادن در مسير سبز و روشن دين و عقل، تنها راه رسيدن به سعادت‌ مادي و معنوي است. نویسنده : زهرا محمدی

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#دغدغه نسبت به خصوصيات جسمي