دختري هستم كه زود وابسته مي شوم


سؤال :

چطور مي شود وقتي ديگران به ما محبت مي كنند دچار وابستگي نشويم. من دختري هستم كه با ابراز محبت ديگري، زود به او وابسته مي شوم؛ مثلا مربي قرانم با اين كه يك زن هستند وقتي ابراز محبتي مي كنند، من مدام اون صحنه را در ذهنم مرور مي كنم طوري كه دچار مشغله ذهني مي شوم و نمي توانم كارهاي مربوط به كلاس حفظ قرانم را به خوبي انجام دهم . به خاطر اين خصوصيتم سعي مي كنم از كساني كه من را دوست دارند كناره گيري كنم تا دچار درگيري ذهني نشوم و به خاطر همين احساس تنهايي مي كنم. بدون شك اين رفتار من ممكن است در زندگي اينده ام مشكل ساز شود. لطفا راهنمايي فرماييد.


جواب :

خواهر گرامي، اهتمام شما به تطبيق رفتارها و انديشه هايتان با چارچوبهاي منطقي و محكم دين و دستاوردهاي درست روانشناختي، قابل تقدير است. ارتباط با شما را قدر مي دانيم. در ابتدا لازم است بدانيد صرف علاقه و محبت به شخص يا چيزى با رعايت حد و مرز شرعي، امرى ممنوع و كارى حرام نيست.اما وابستگي افراطي، ممكن است فرصتهاي بسياري را از انسان گرفته و انرژي عاطفي فراواني را هدر دهد. شما هم به خوبي مي‌دانيد كه انسان داراي يك سلسله نيازهاي مادي و غيرمادي است و رشد و كمال او نيز در گرو ارضاي صحيح و به موقع اين نيازهاست. يكي از مهمترين نيازهاي انسان، نيازهاي عاطفي است. عواطف انسان از بدو تولد تا پايان عمر بايد به نحو صحيحي ارضا شود و الا دچار مشكل مي شود. نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شدن دقيقا يك نياز عاطفي است. اين نياز در طي مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگي شكل هاي مختلفي پيدا مي كند و در هر دوره اي به گونه اي متناسب با آن زمان بايد ارضا شود. در دوره نوزادي از طريق والدين، به خصوص مادر با بوسيدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه هاي محبت آميز مادر به او و با چسباندن او به خود، نياز كودك ارضا مي شود؛ در دوره نوجواني از طريق دوستان و گروه همسالان و در دوره جواني از طريق دوستان، خويشاوندان و همسر به اين نياز پاسخ داده مي شود. روان شناسان علت وابستگي انسانها را به يكديگر همين نيازهاي عاطفي مي دانند. اگر اين نيازها از همان اول به طور صحيح و به موقع تأمين شود نوزاد، كودك و نوجوان وابستگي ايمن پيدا مي كند و الا وابستگي ناايمن و مرضي در او شكل مي گيرد، يعني در عين حال كه به ديگران وابسته است ولي احساس امنيت كافي نيز نمي كند و مستعد انواع اختلالات رواني مانند بيماري هاي اضطرابي، افسردگي و... مي شود و دير يا زود به دامن يكي از اين بيماري هاي رواني فرو مي غلتند. گفتني است اساس و پايه ارتباطات نزديك در سن نوجواني و جواني كه با جذبه و شور زيادي همراه است، غالبا بر مبناي عواطف و احساسات شكل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه اين دوستي ممكن است جاذبيت يك فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد كه او را براي فرد ديگر دوست داشتني مي سازد كه توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر كند. روانشناسان معتقدند احساس تعلق و وابستگي به ديگران از اساسي ترين نيازهاي فردي است و بر رشد رواني، جسمي و اجتماعي فرد تأثير مي گذارد. در واقع دوستان و نزديكان براي فرد تكيه گاهي هستند كه به او احساس امنيت مي دهند. آنها ، حكم درمانگران قابل اعتماد و سرمشق هاي رفتاري را براي يكديگر دارند. لازم به ذكر است جواناني كه از روحيه عاطفي بيشتري برخوردارند و اجتماعي تر و خونگرم هستند بيشتر تحت تأثير احساسات و عواطف ديگران واقع مي شوند. علاقه و وابستگى به ديگران تا وقتى كه موجب اخلال در برنامه زندگى و كارى انسان، مشغوليت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ايمان نگردد اشكالى ندارد، بلكه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشيدن به اين امور باشد بسيار خوب و مفيد خواهد بود، البته بهترين سياست در اين مسائل، ميانه‏روى است و زياده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشكلات ذكر شده خواهد گشت؛ در نتيجه اگر بخواهيد در اين مسأله در حد اعتدال رفتار نماييد، درباره مشكلات آن فكر كنيد و سعى كنيد خود را قانع كنيد كه افراط در اين زمينه به ضرر روح و سلامت روان شما است. علاوه بر اين كه افراط در اين گونه روابط گاهى اثر عكس مى‏گذارد و روابط به جاى گرمى به سردى مى‏گرايد، زيرا افراط شما موجب به وجود آمدن توقع زيادتان مى‏گردد و ممكن است طرف مقابل نتواند در حدّ توقّعتان شما را راضى نمايد. تذكر اين نكته ضروري است كه افراط در اينگونه وابستگي ها به زندگي آينده شما به صورت جدي آسيب مي رساند زيرا هزينه كردن عواطف، بيش از حد معمول، باعث مي شود در آينده نتوانيد روابط عاطفي مطلوبي با همسر خود داشته باشيد، چون هر انساني داراي يك منبع محدودي از انرژي رواني است و همين طور كه توانايي جسماني او محدود است انرژي هاي رواني او نيز محدود است؛ بنابراين بايد اين انرژي ها را به موقع، به تدريج و با احتياط هزينه كرد. يكي ديگر از آسيب هاي خطرناك وابستگي هاي افراطي، ضعيف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است، زيرا افراد وابسته در تصميم گيري هاي خود نيز به ديگران وابسته مي شوند و نمي توانند به موقع و به نحو صحيح تصميم بگيرند. توجه به نكات زير نيز مفيد خواهد بود : 1. روابط اجتماعي از نيازهاى واقعى زندگى است و داراى فلسفه خاصى است. اما آنچه مهم است اين كه در اين راستا همچون ديگر جنبه‏هاى زندگى رعايت اعتدال لازم وضرورى است. به عبارت ديگر،علاقه شما به فرد يا افراد مذكور، احساسى پاك و لطيف است اما همواره بايد عواطف با تعقل همراه باشند. 2. با سوق دادن خود به مسايل معنوي و كسب معرفت مي توانيد به شخصيتي جذاب براي ديگران تبديل گرديد و احساس احتياج كمتري به ديگران نماييد و از اين گذر گاه به راحتي عبور كنيد. 3. بدانيد روابط افراطي انسان را ازهمه مسايل اعم از اجتماعي، اقتصادي، تحصيلي و ... عقب مي اندازد. 4. افكار خود را كنترل كرده، اشتغالات ذهني مفيد براي خود فراهم كنيد و از تنهايي و بيكاري گريزان باشيد. 5. حقيقت اين است كه شما به جاي سرمايه گذاري بر خود، به ديگران اهميت مي‌دهيد و محور و ملاك افكار و به تبع آن، احساسات و رفتارهاي شما، داشته‌هاي دروني شما (استعدادها، توانايي‌ها و هيجانات شخصي خودتان) نيست؛ شما تقريبا خود را در روابط، ناديده مي‌گيريد، لذا : الف) خود را هر چه بيشتر بشناسيد. شناخت استعدادها و قابليت‏هاى خويش مى‏تواند در كسب اعتماد به نفس مفيد واقع شود و انسان را از دام نوميدى رها سازد. بدين منظور، استعدادها و توانمندى‏هاى مختلف علمى، ورزشى، هنرى، كلامى و ... خويش را يادداشت كنيد و هر روز آن را براى خود بخوانيد. ب) احساس اعتماد به نفس بستگي به نوع افكاري دارد كه معمولاً ذهن شما را مشغول مي سازد. اگر به شكست فكر كنيد بدون ترديد احساس شكست مي كنيد. مرتب افكار مثبت و سازنده را به خود تلقين كنيد و آن را به صورت عادتي هميشگي در آوريد، خواهيد ديد آن چنان توانايي و قدرتي پيدا مي كنيد كه صرفنظر از اينكه چه مشكلي پيش آيد بر آنها فايق خواهيد آمد. تصوير ذهني فردي موفق را به طور مستمر و دايمي در ذهن خود حك و تثبيت كنيد. ج) خود را مثبت ارزيابى كنيد. درباره خويش مهربان باشيد و شخصيت تان را با ديد مثبت ارزيابى كنيد. در شايستگى خويش ترديد نكنيد و خود را با صفات خوب تفسير كرده، در انجام كارها توانا بدانيد. 4. بر توانايى‏ها و موفقيت‏هاى گذشته‏تان تكيه كنيد. بايد بر توانايى‏هاى خويش تكيه كنيد و ضمن مرور موفقيت‏هاى گذشته، آن‏ها را در كانون تمركز و توجّه خود قرار دهيد : الف) توانايي هاي بالقوه خود را ارزيابي كنيد و سپس آنها را افزايش دهيد. وقتي كار درستي انجام مي دهيد، به ارزش هاي خود اعتراف كنيد. به خود مغرور نشويد، اما حس احترام به خود را تقويت كنيد؛ به قدرت دروني و خدادادي خود ايمان داشته باشيد. ب) توانايى‏ها و استعدادهاى خود را شناسايى كرده آنها را بر روى كاغذى يادداشت كنيد. هر روز آن را براى خود بخوانيد و هرگاه توانمندى ديگرى در خود يافتيد، به فهرست تهيه شده اضافه كنيد. ج) خود را باور كنيد. همان طور كه خود بزرگ بينى از آفات شناخت ‌ِخود است، خودكم بينى و خود كوچك بينى نيز انسان را از شناخت گنجينه‏هاى درونى‌اش باز مى‏دارد. با اندكى تفكر و جست و جو در گذشته خود در مى‏يابيد، كارهاى موفقيت‏آميز بسيار داشته‏ايد و فرد مفيدى هستيد. خود كم بينى به جاى اين كه شما را در مسير رشد و كمال و ميل به پيشرفت قرار دهد، بيشتر سبب كسالت و احساس خستگى و نااميدى مى‏شود. بنابراين، بايد با ارزيابى‏اى صحيح و مطابق با واقع هر چه بهتر و بيشتر نقاط قوت و موفقيت‏هاى گذشته خود را مورد توجه و يادآورى قرار دهيد و افكار منفى را از ذهن خود بيرون بريزيد. د) گذشته ناموفق و شكست‏ها را فراموش كنيد. اگر تصورى نامطلوب از گذشته خود داريد، به دست فراموشى سپاريد. هرگز به صورت آدمي شكست خورده به خود نگاه نكنيد. هرگاه فكري منفي درباره خودتان مي‌خواهد ذهنتان را به خود مشغول كند، با وارد كردن فكري مثبت آن را از مغزتان بيرون كنيد. تصور نامطلوب اجازه نمى‏دهد به تغييرات خويش پى ببريد و حقيقت كنونى‏تان را دريابيد. ه) مهمترين و بالاترين رمز غلبه بر عقده خود كم بيني، پركردن ذهن از انوار ايمان است. اگر فردي قلب و ذهن خود را از ايمان به خدا سرشار نمايد آن وقت است كه مي بيند چگونه اعتمادي واقعي و صادقانه به خود پيدا مي كند. به خود مرتباً تلقين كنيد كه خدا با شماست و هر كجا لازم باشد به كمك شما مي‌شتابد و لذا هيچ چيز نمي تواند شما را شكست دهد. ارتباط با خدا را حفظ و تقويت كنيد. وقتى بتوانيد حضور در محضر خالق هستى و كمال مطلق را احساس و به او تكيه و اعتماد كنيد و بزرگى‏اش را دريابيد و به او بپيونديد، به بزرگى شخصيت خويش واقف خواهيد شد. بنابراين، در نمازها حضور قلب بيشتر پيدا كنيد و خود را با ذات اقدس الهى مرتبط بدانيد. خواهر خوبم، بزرگان داناي ما فرموده‌اند كه «انسان، بر دين دوستش است». پس دوستي را برگزينيد كه شما را از اين هيجانات زودگذر و ظاهري دنيا عبور داده و به ارتفاعات لذتبخش ملكوت نزديك كند. منتظر مكاتبات بعدي شما هستيم. نويسنده : زهرا محمدي

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#وابستگي عاطفي به يکديگر