وابستگی شدید برخی دانش آموزان به هم جنس


سؤال :

من مشاور دبيرستان پسرانه هستم؛ از جمله مشكلاتي كه برخی دانش آموزان مطرح مي كنند وابستگي شديد و يك احساس عاشقانه (همانند احساس يك پسر به دختر معشوقه اش) نسبت به هم جنس خودشان مي باشد، كه در بعضي مواقع به رابطه جنسي مي انجامد. لطفاً علت و راهكارهاي درماني اين مشكل را توضيح دهيد. با تشكر


جواب :

چه افتخار آفرين است ارتباط با فردي كه تا اين حد قلب دلسوزش براي ديگران مي تپد. قدر دوستي با شما را مي دانيم. پرسشگر گرامي؛ بدون ترديد انسان داراي يك سلسله نيازهاي مادي و غيرمادي است و رشد و كمال او نيز در گرو ارضاي صحيح و به موقع اين نيازهاست . يكي از مهمترين نيازهاي انسان، نيازهاي عاطفي است. عواطف انسان از بدو تولد تا پايان عمر بايد ارضا شود و الا دچار مشكل مي گردد. نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شدن دقيقاً يك نياز عاطفي است. اين نياز در طي مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگي شكل هاي مختلفي پيدا مي كند و در هر دوره اي به گونه اي متناسب با آن زمان بايد ارضا شود. در دوره نوزادي از طريق والدين به خصوص مادر با بوسيدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه هاي محبت آميز مادر به او و با چسباندن او به خود، نياز كودك ارضا مي شود. در اين دوره تأمين نيازهاي عاطفي كودك به اندازه نيازهاي فيزيولوژيكي مانند آب و غذا و پوشاك براي رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره كودكي تأمين اين نياز توسط اعضاي خانواده و همه كساني كه به نحوي با كودك ارتباط دارند تأمين مي شود. در دوره نوجواني از طريق دوستان و گروه همسالان و در دوره جواني از طريق دوستان، خويشاوندان و همسر به اين نياز پاسخ داده مي شود. روان شناسان علت وابستگي انسانها را به يكديگر همين نيازهاي عاطفي مي دانند. اگر اين نيازها از همان اول به طور صحيح و به موقع تأمين شود نوزاد، كودك و نوجوان وابستگي ايمن پيدا مي كند و الا وابستگي ناايمن و مرضي در او شكل مي گيرد، يعني در عين حال كه به ديگران وابسته است ولي احساس امنيت كافي نيز نمي كند و مستعد انواع اختلالات رواني مانند بيماري هاي اضطرابي، افسردگي و ... مي شود و دير يا زود به دامن يكي از اين بيماري هاي رواني فرو مي غلتد. گفتني است اساس و پايه دوستي ها در سن نوجواني و جواني كه با جذبه و شور زيادي همراه است، غالباً بر مبناي عواطف و احساسات شكل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه اين دوستي ممكن است جاذبيت يك فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد كه او را براي فرد ديگر دوست داشتني مي سازد كه توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر كند. ماهيت اين دوستي گرچه دوستانه، پاك و بي شائبه است، ولي امكان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. زماني كه اين علاقه به اوج خود مي رسد، آنها را دچار سرگرداني مي كند كه اكنون چه بايد بكنند. اين سرگرداني ممكن است با بعضي آثار مخرب ديگر رواني همراه شود. لازم به ذكر است جواناني كه از روحيه عاطفي بيشتري برخوردارند و اجتماعي تر و خونگرم هستند تحت تأثير احساسات و عواطف ديگران بيشتر واقع مي شوند. علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى كه موجب اخلال در برنامه زندگى و كارى انسان، مشغوليت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ايمان نگردد اشكالى ندارد، بلكه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشيدن به اين امور باشد بسيار خوب و مفيد خواهد بود، البته بهترين سياست در اين مسائل، ميانه‏روى است و زياده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشكلات ذكر شده خواهد گشت، در نتيجه اگر بخواهيد دانش‌اموزان در اين مسأله در حد اعتدال رفتار نمايد آنان را تشويق كنيد تا درباره مشكلات آن فكر كنند و سعى كنند خود را قانع كنند كه افراط در اين زمينه به ضرر روح و سلامت روان است. همچنين تذكر اين نكته ضروري است كه افراط در اينگونه وابستگي ها به زندگي آينده آنها به صورت جدي آسيب مي رساند زيرا هزينه كردن عواطف بيش از حد معمول با دوستان، باعث مي شود در آينده نتوانند روابط عاطفي وجنسي مطلوبي با همسر خود داشته باشند، چون هر انساني داراي يك منبع محدودي از انرژي رواني است و همين طور كه توانايي جسماني او محدود است انرژي هاي رواني او نيز محدود است بنابراين بايد اين انرژي ها را به موقع، به تدريج و با احتياط هزينه كرد. يكي ديگر از آسيب هاي خطرناك وابستگي هاي افراطي، ضعيف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است، زيرا افراد وابسته در تصميم گيري هاي خود نيز به ديگران وابسته مي شوند و نمي توانند به موقع و به نحو صحيح تصميم بگيرند. در رابطه با مشكلى كه برخی دانش‌آموزان با آن مواجه هستند، توجه به چند نكته الزامى است : 1. دوست و دوست يابى از نيازهاى واقعى زندگى است و داراى فلسفه خاصى است، اما آنچه مهم است اين است كه در اين راستا همچون ديگر جنبه‏هاى زندگى رعايت اعتدال لازم وضرورى است؛ به عبارت ديگر، علاقه به دوست، احساسى پاك و لطيف است اما همواره بايد عواطف با تعقل همراه باشند و عقل و منطق علاقه افراط گونه و آسیب زننده را تأييد نمی كند. بايد با روش‌هاي گوناگون به دانش آموزان اين نكته مهم انتقال داده شود كه افراط در دوستي مي‌تواند آسيب‌هاي زيادي را به دنبال داشته باشد. 2. بايد زمينه ارتباط اجتماعي فردي كه دچار دوستي افراطي است فراهم شود. بايد به گونه‌اي برنامه ريزي كنيد كه حلقه ارتباطي فرد داراي دوستي‌هاي افراطي، به يك يا چند نفر محدود نشود. فرد بايد روابط اجتماعى خود را افزون سازد تا عمل جانشينى به طور عادى انجام گيرد و انرژي رواني او بين چندد نفر تقسيم شود و متمركز بر يك نفر نگردد. 3. تجربه نشان داده چنين دوستي‌هايي بيشتر در افرادي كه داراي گرايشات مذهبي نيستند ديده مي‌شود، بنابراين مي‌توان با افزايش انگيزه‌هاي ديني در دانش‌آموزان، آنان را در برابر دوستي‌هاي افراطي بيمه كرد. 4. به صورت غير مستقيم آسيب‌هاي دوستي‌هاي افراطي را براي دانش آموزان بيان كنيد. 5. انسان خواهان اين است كه مرزهاي رواني محكمي را با ديگران ترسيم كند. تمايز يافتگي با ديگران يكي از ويژگي‌هاي رواني انسان است؛ به دانش آموزان خود آموزش دهيد تا اين مرزها را در روابط خود با ديگران حفظ كنند و از رفتارهايي كه موجب از بين رفتن اين مرزها مي شود، دوري نمایند. شايسته است مرز صحبت كردن ‌ها و شيوه رفتار دانش آموزان با دوستان خود طوري باشد كه حريم‌ها حفظ شده و خط قرمز‌هايي رعايت گردد. 6. زمينه فعاليت ورزشي دانش آموزان را فراهم كنيد به گونه‌اي كه حداقل هفته‌اي سه بار در هفته ورزش كنند. 7. تعيين اهداف تحصيلي و بالا بردن انگيزه تحصيلي دانش آموزان روش ديگري است كه مي‌تواند آنان را از دوستي افراطي حفظ كند؛ بنابراين سعي كنيد انگيزه تحصيلي دانش آموزان را بالا ببريد. 8. به آنان بياموزيد تا خودشان را دوست بدارند؛ مشكل اغلب افراد وابسته اين است كه معمولاً خود را دست‌كم مي گيرند و به خود توجهي نشان نمي‌دهند. وقتي ما درباره خود احساس خوبي نداشته و خود را دوست نداريم به همين علت به خود فرصت نمي‌دهيم كه به اهداف بزرگ خود برسيم، زيرا احساس مي‌كنيم استحقاق آنها را نداريم. بعضي از ما اينگونه رفتارها را از محيط خانواده آموخته‌ايم. اما مهم نيست كه علت آن چيست بلكه مهم آن است كه بايد از همين حالا آن را متوقف كنيم. باور داشته باشيم كه خوب هستيم و آنچه هستيم فوق‌العاده و افكار و احساساتمان هم درست و مناسب است. ما درست در همان جايي قرار داريم كه امروز و در اين لحظه بايد در آن مي‌بوديم. هيچ اشكالي در ما نيست و چيزي به نام مشكل اساسي وجود ندارد. اگر هم اشتباهي مرتكب شده‌ايم، اشكالي ندارد زيرا ما نهايت تلاش خود را كرده‌ايم. همه ما مي‌توانيم پذيراي خود باشيم. از هرجا كه هستيد شروع كنيد. به تدريج خود را بيشتر خواهيد پذيرفت . توانايي‌ها و استعدادهاي خود را پرورش دهيد و به خود اعتماد كنيد. ما قابل اعتماد هستيم، بنابراين به خود افتخار كنيم. 9. يكي ديگر از شيوه هاي مقابله با دوستي‌هاي افراطي، جايگزين كردن با فعاليت هاي ذوقي، هنري، فكري و عملي است تا دانش آموزان بتوانند فكرشان را از اينگونه روابط منصرف نمايند. 10. تجربه نشان مي‌دهد، تقويت اعتماد به نفس و عزت نفس مي تواند دانش اموزان را در خروج از اين بحران ياري دهد. چشم به راه مكاتبات بعدي شما هستيم.

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#وابستگي عاطفي به يکديگر