برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مدام تردید دارم و دودلم


سؤال :

دختري 28 ساله و فارغ التحصيل رشته فيزيكم. يكي از بهترين دانشجويان دانشگاه بودم و علاقه من به فيزيك خيلي بيشتر از آن بود كه در تصور بيايد. اما متاسفانه در سال آخر دانشگاه پدرم با مشکل مالی مواجه شد و براي ما كه هميشه از نظر مالي در رفاه بوديم شرايط خيلي بدي پيش آمد و من مجبور شدم سر كار بروم، اما هميشه در فكر ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر بودم؛ در این چند سال، ذهن من به مسائل مذهبي و موضوعاتي مثل حجاب، ولايت فقيه، .... درگير بود تا بتوانم انتخاب همسري مناسب داشته باشم و لازم بود تا من خودم با مسائل مذهبي كه پايه زندگيم رو شكل مي دهند كنار بيايم؛ از طرفي آمادگي روحي مناسب براي انتخاب و ازدواج را نداشتم . اما مسئله اي كه با همه تلاش ها تاكنون قادر به حل آن نشده ام این است که من قادر به انتخاب رشته برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد نمي باشم ! شديدا دچار وسواس فكري شده ام اعتماد بنفس درس خواندن رو از دست دادم . از طرفي نمي خواهم ديگر فيزيك بخوانم چون برای قبولی در آن باید وقت زیادی صرف کرد و بسیار زحمت کشید و من كه اميدوارم بزودي ازدواج موفقي داشته باشم (حداقل از نظر سني فرصت زيادي ندارم) ، فكر نمي كنم با شرايط جديد قادر به وقت گذاشتن كافي براي اين رشته باشم. مشكل اساسي من اینجاست كه نمي توانم انتخابي مناسب با توجه به روحيات خودم داشته باشم. در این چند سالی که از فارغ التحصیلی ام می گذرد، بارها رشته ای را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد انتخاب کردم و مدتی وقت گذاشته ام و بعد رهایش کردم. نمي دانم دليل آشفتگي اين سال هاي اخيرم چيست؟ شرايط بد مالي، دودلي هاي پدرم كه هميشه كار و فرصت هاي خود را از دست داده ، يا شايد هم كه همت من كم شده و عجولم يا اينكه هنوز نتوانستم بين نقشهایم به عنوان يك زن و يك فرد از اجتماع و علايقم و نيازهاي جامعه و رضايت خداوند تعادل ايجاد كنم. با توجه به این توضیحات به طور خلاصه سوال من اين است كه چرا بين انتخاب از میان چند رشته مدام دودلم ؟ ترديد دارم ؟ از كجا مي توانم بهترين انتخاب را مطابق رضايت خداوند و علايق و نقش هايي كه به طور فطري بايد ايفا كنم داشته باشم ؟ و چطور پس از تصميم دودل نشوم و تا رسيدن به هدف ادامه بدم؟ خيلي خوشحال مي شوم اگر بتوانم بهترين انتخاب را داشته باشم و استرسم تمام شود و دوباره برگردم دانشگاه، دوباره به همون دختر مطمئن ، محكم و پر انرژي تبديل بشم و بتوانم افكار و هدفهايي روشن با اطمينان قلبي داشته باشم. منتظر پاسخ شما هستم . با تشكر از صبر و حوصله فراوان شما.


جواب :

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي پاسخ و راهنمايي برگزيده ايد؛ پرسشگر گرامي، من نامه شما را بدقت خواندم و از مطالعه برخي فرازهاي آن متاثر گرديدم چه آنكه دختري چون شما با افكار و عقايدي روشن، نبايد در اين گونه گرداب‌هايي كه ساخته و پرداخته شيطان است گرفتار شود و تن به زنجيرهاي كسي بدهد كه قسم ياد كرده انسان را از رسيدن به قله هاي تكامل و سعادت باز دارد! به حول و قوه الهي ما به شما كمك خواهيم كرد كه، «دوباره به همان دختر مطمئن، محكم و پر انرژي تبديل شويد و بتوانيد افكار و هدفهايي روشن را با اطمينان قلبي داشته باشيد» اما به شرط اينكه تمام آنچه را كه مي گوييم با دقت و همت و سماجت پيگيري نماييد. خواهر گرامي، آنچنان كه من از نامه شما متوجه شدم شما در چند حوزه دچار مشكل شده ايد : الف) وسواس فكري شديد و نشخوار فكري كه بعد از ورشكستگي پدرتان رخ نمايي كرده است. ب) ناجرات مندی (ترس) و عدم اعتماد به نفس كه مي تواند معلول وسواس فكري تان باشد. ج) ترديد در انتخاب رشته كه معلول مستقيم ناجرات مندی (ترس) و عدم اعتماد به نفس است، بطوري كه بعد از انتخاب يك رشته دودلي بسراغتان مي آيد و باعث مي شود مدام از اين شاخه به آن شاخه بپريد. نظر به پراکندگي ظاهري مشكلات تان، ما هر يك را بطور جداگانه مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم و توصيه هاي براي هريك تقديم شما مي داريم. و با توجه به روحيه ي مذهبي والايتان از شما مي خواهيم كه براي پيروزي بر اين مشكل جانفرسا وآخرت سوزتان در تمام مراحل، توسل به معصومين صلوات الله عليهم اجمعين و توكل برذات باري تعالي را فراموش نفرماييد. الف) وسواس و نشخوار فکری : در مورد وسواس فكري و نشخوار فكري تان كه به نظر بنده منشاء تمام مشكلات شما است بايد عرض نمايم كه با توجه به شدت مشكل و اينكه پدرتان نيز به مشكلي شبيه مشكل شما مبتلا هستند، احتمال ژنتيكي بودن قضيه وجود دارد لذا بايد ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان(روانپزشك) مراجعه نماييد تا با شما يك مصاحبه تشخيصي كامل از اين جهت ترتيب دهند و در صورت لزوم در جهت تقليل و كنترل مشكل دخالت دارويي نمايند و سپس به يك مشاور رواندرمانگر مراجعه نماييد تا با بكار گيري تكنيک هايي شما را در غلبه بر مشكل ياري نمايد. البته من در زير يكسري راهكارهايي به شما خواهم داد كه بكار گيري آنها تا زمان مراجعه مي تواند در جهت كنترل مشكل ياري گر شما باشد. شايد شما بگوييد اگر اين مشكل ژنتيكي است چرا قبلا من به آن مبتلاء نبوده ام، در اين خصوص بايد عرض نمايم كه مشكلات ژنتيكي بصورت بالقوه در افرادي كه اقوام درجه يك آنها نيز دچار مشكلاتي مشابه هستند وجود دارد و يك اتفاق استرس زا و اضطراب آور باعث مي شود كه اين مشكل از عمق ناهشياري به سطح آمده و فعال گردد و در مورد شما ورشكستگي پدرتان مي تواند بعنوان براه اندازنده و ماشه چكان مطرح گردد. كه البته اين امر بعد از يك مصاحبه تشخيصي كامل در حضور يك روانپزشك و يا رواندرمانگر بصورت قطعي مشخص مي گردد. من براي آشنايي شما با اختلال وسواس كه در اصطلاح به آن obssession گفته مي شود توضيحي مختصر ولي مفيد مي دهم و بعد با توجه به شدت اختلال وسواس‌تان، توصيه اي به شما ارائه مي نمايم. وسواس از جمله اختلال هاي اضطرابي است يعني ريشه آن به اضطراب باز مي گردد و معادل انگليسي آن obssession است، ولي برخي معتقدند كه وسواس معادل خوبي براي اين واژه نيست زيرا نقطة مركزي در آنچه كه به نام وسواس مشهور است «گيردادن» است و بهتر است كه معادل واژة فوق را «گير دادن» بدانيم زيرا گير دادنِِ «بيمارگونه» و غير عادي، ويژگي مشترك تمام انواع و اقسام وسواس است. وسواس از نظر محتوا، در يك تقسيم بندي كلي به سه قسم تقسيم مي شود : 1- وسواس فكري كه محتوايش فكري است؛ در اين قسم شخص به گيردادن هاي فكر خود كه بصورت اجباري دائما تكرار مي شوند و شخص را راحت نمي گذارند مبتلا مي شود. يعني يك فكر خاصي بدون اراده او و بصورت آزار دهنده اي در ذهن او تكرار مي شود و شخص را بيچاره مي سازد كه اگر فرد اقدام به درمان آن نكند اين اختلال پيشرفت كرده و حتي امكان دارد شخص را به حد جنون برساند. اين قسم خود به چندين دسته تقسيم مي شود مثل وسواس تكرار اعدا در ذهن و وسواس تكرار يك جمله در ذهن و... 2- وسواس عملي كه محتوايش عمل است؛ در اين قسم شخص به طور ناخود خواسته مبادرت به تكرار يك عمل مي كند، مثلا درب خانه را قفل مي‌كند و بعد از اينكه چند قدم از خانه دور شد دوباره باز مي‌گردد و قفل درب را باز بيني مي‌كند و دوباره بعد از چند ثانيه باز مي گردد و همين كار را تكرار مي كند.كه اين قسم نيز به دسته هاي مختلفي همانند وسواس دقت، وسواس شستشو و غيره تقسيم مي شود. 3- وسواسي كه محتوايش فكري عملي است ؛ گاهي دو قسم ذكر شده، باهم تركيب شده و قسم سومي به نام وسواس فكري و عملي كه در اصطلاح روانشناسي علامت اختصاري آن ( OCD (obsession compulsion disorder به معني اختلال وسواس فكري وعملي مي باشد، درست مي كنند. در اين قسم شخصي كه دچار وسواس فكري است، براي رهايي از فشارهاي افكاري كه بصورت آزاردهنده اي در ذهن او تكرار مي‌شوند و دست از سر او برنمي دارند؛ به تكرار يك عمل روي مي آورد تا آن فكر مزاحم دمي او را راحت بگذارد. مثلا فكري در ذهن شخص كه به او مي گويد دستت نجس است، دائما و به صورت آزار دهنده اي تكرار مي شود و شخص براي رهايي دست خود را مي شويد و چون دوباره آن فكر بطور ناخواسته اي تكرار مي شود شخص دوباره براي رهايي شستن دست خود را تكرار مي كند و دائما اين عمل تكرار مي شود. معمولا وسواس يك مبناي زيست شناختي (biological) دارد، در اين صورت شخص مبتلا به وسواس و بويژه در نوع شديد آن، بايد ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان (روان پزشك) مراجعه نمايد تا با شروع درمان بوسيله دارو تا حدي بتواند بر خود مسلط شود و بعد از آن مداخلات روان درماني و رفتار درماني براي بهبود وضيت شخص مبتلا به وسواس شروع مي شود. تكنيكهاي كنترل و توقف فكر و غرقه سازي بهترين و متداول ترين روش براي درمان انواع وسواس مي باشد ولي همانطور كه گفته شد در وسواسهاي شديد ابتدا بايد درمان دارويي صورت پذيرد و براي مقابله با وسواس فكري تكنيكهايي مانند بازداري انديشه، جابجايي انديشه و آموزش مواجهه صحيح با افكار مزاحم، و مقابله با تصاوير ذهني مزاحم وجود دارد كه در صورت نياز به استفاده از آنها بايد با مشاورين مراكز مشاوره تماس گرفت، زيرا حضور مشاور در اجراي اين تكنيكها و دست كم آموزش آنها ضروري مي باشد؛ و اما توصيه ما اينست كه شما ابتدا به يك متخصص روانپزشك مراجعه نماييد تا وي با دخالتهاي دارويي و تجويز چند قرص ساده، زمينه را براي مداخلات روان درماني آماده نمايد زيرا اگر ابتلاء به وسواس شديد باشد شخص مبتلا، بخاطر عدم تسلط بر خود نمي تواند تدابير روان درماني را كه توسط مشاورين روان درمانگر ارائه مي شود انجام دهد. يكي ديگر از مشكلاتي كه شما در نامه خود به آن اشاره كرده ايد در روانشناسي تحت عنوان نشخوار فكري از آن ياد مي شود، افرادي كه دچار نشخوار فكري هستند ماجراها و خاطرات منفي مربوط به گذشته را همانند آدامس در ذهن خود مي‌جوند و جابجا مي كنند ولي قدرت دور انداختن آن را ندارند و دائما آنها را مرور مي‌كنند، و واقعيت ها را نيز منفي تفسير ميكنند و اين باعث ميشود رضايت از زندگي را در آنها كاهش يابد و فرد در نهايت ديدگاه بدبينانه نسبت به زندگي پيدا كند، اين افكار تدريجا باعث كاهش رفتارهاي مثبت و موثر در رابطه با خود و اجتماع نيز مي گردد و روند حل مساله را كه انتخاب رشته تحصيلي و يا انتخاب همسر و غيره از جمله آنها است مختل مي كند. راهبردهايي كه شما مي‌توانيد از اين افكار منفي و مزاحم خارج شويد عبارتند از : 1- به صورت ارادي به چيزهايي فكر كنيد كه مثبت است. 2- هنگامي كه فكر مزاحمي در ذهن شما وارد مي شود، عدي مانند 73564را در ذهن مجسم كنيد و هفت تا هفت تا از آن كم نماييد تا به صفر برسيد اين كار باعث انحراف ذهن شما از آن فكر مزاحم مي شود و كم كم اين افكار ياد مي گيرند كه نمي توانند هر وقت كه بخواهند مزاحم شما شوند. 3- كاغذ و قلم برداريد و همگي افكار مزاحم را يادداشت كنيد. چون نوشتن بار سنگين افكار را سبك ميكند و گاه شما با خواندن نوشته ها ممكن است به خنده يا شگفتي بيفتيد (مثلا با خود بگوييد كه به چه چيزهاي كم اهميتي فكر ميكرديد) و در عين حال وقتي فكرتان را مي نويسيد راحت تر ميتوانيد آنرا بررسي كنيد و خطاها را شناسايي كنيد. 4- خودتان را به فعاليت هاي ديگري مشغول كنيد تا موقتا موضوع از يادتان برود. مثلا به تلويزيون نگاه كنيد ، به تفريح برويد ، ورزش كنيد و... 5- دست به فعاليتهاي مورد علاقه تان بزنيد. مثلا ورزشي كه مورد علاقه تان است را انجام دهيد. 6- با يك فرد قابل اعتماد صحبت كنيد. در ميان گذاشتن مشكلات با يك فرد ديگر ، حتي اگر راه حل فوري جلوي پايتان نگذارد ، موجب ميشود احساس راحتي كنيد. اگر فرد قابل اعتمادي سراغ نداريد از يك مشاور كمك بگيريد. 7- براي استراحت کردن، برنامه ريزي كنيد. بعد از انجام كارهاي سخت و بزرگ براي استراحت و ادامه انجام كار برنامه ريزي كنيد. شايد لازم باشد كاري را به تعويق بيندازيد. 8- از نوشتن كمك بگيريد وقتي دچار استرس ميشويد و احساس مي كنيد در شرايط بدي قرار داريد از نوشتن استفاده كنيد و احساستان را درباره آنچه اتفاق افتاده روي كاغذ بيان كنيد. براي نوشتن محل ساكتي را انتخاب كنيد و موقع نوشتن راحت باشيد و به دستور زبان و جمله بندي فكر نكنيد. هنگام نوشتن مي توانيد بدون نگراني درباره واكنش شنونده، صادقانه به اتفاقاتي كه در زندگي افتاده فكر كنيد. 9- استراحت و خواب كافي داشته باشيد. چون كم خوابي افراد را تحريك پذيرتر و آسيب پذير تر ميكند. 10- تمدد اعصاب داشته باشيد. برخی افراد وقتي استرس شان زياد مي شود به خود قول مي دهند فردا استراحت كنند، اما اين كار اشتباهي است. شما بايد در هر روز و هر زماني كه احساس خستگي و استرس كرديد براي چند دقيقه هم كه شده استراحت كنيد تا احساس آرامش و تمدد اعصاب كنيد. 11- زماني را براي تفريح در نظر بگيريد مثلا پياده روي كنيد ، براي خودتان خريد كنيد و... 12- آموزش تنش زدايي ريلكسيشن مي تواند در تمام عرصه هاي اضطراب زاي زندگي به ياري شما بشتابد. پس با مراجعه به يك مركز مشاوره و رواندرمانگري اين مهارت كارگشا را بياموزيد. ب) ناجرات مندی و عدم اعتماد به نفس : در مورد درمان ناجرات مندی (ترس) و عدم اعتماد به نفس امور زير پيشنهاد مي گردد : 1. اين گونه افراد براي تغيير، ابتدا بايد بطور مفصل و هر روز مثلا چند دقيقه، كه رفته رفته باید زيادتر هم ‌شود، در ذهن خود موفقيت هايي را كه جرات ورزي در زندگي شان ببار خواهد آورد را مجسم كنند؛ تصور كنيد كه مثلا پدرتان و يا مادرتان و يا مثلا كسي كه طرز نگاه و تشويق او به شما در زندگي خيلي مهم است با ديدن اين تحول عظيم در شما چقدر خوشحال خواهد شد وچقدر به شما افتخار خواهد كرد و جايگاه اجتماعي تان چقدر از رتبه فعلي خود به درجات بسيار بالاتري صعود خواهد كرد. اين كار انگيزه شما را در به چنگ آوردن مهارت جرات ورزي بالا خواهد برد. 2. بايد به عقب ماندگي ها و ضربات بيشماري كه ناجرات مندي برايشان ببار آورده و خواهد آورد فكر كنند تا انگيزه لازم جهت رهايي از دام آن برايشان ايجاد شود. 3. مسالة ديگري كه بايد به آن توجه داشته باشيد اينست كه يكي از دلايل گرفتار شدن افراد در دام بي جراتي، رودربايستگي و انفعال، عدم آگاهي آنها ازحدود حقوق خود و ديگران است؛ لذا موقعيت هايي را كه در آنها ناجرات مندانه عمل مي‌كنند، شناسايي كنند و سپس با تحليل منطقي اين موقعيت ها، خود را براي مواجهه صحيح و جرات مندانه در موقعيت مشابه بعدي آماده كنند. 4. اينگونه افراد بايد توجه داشته باشند كه محبت و احترام به ديگران و تذكر به آنها در مورد انجام وظايف‌شان بخوبي قابل جمع است و پر رويي و پرخاشگري هيچ ربطي به جرات مندي و قاطعيت ندارد. اين باوري غلط است كه اگر بخواهيد وظايف خود را به نحو احسن انجام دهيد با ديگران تضاد پيدا خواهيد كرد، زيرا انجام وظيفه، افراد وظيفه شناس را خوشحال خواهد كرد و موجب ارتقاي شخصيتي شخص خواهد شد و افرادي را كه به فكر تنبلي و تجاوز به حقوق ديگران هستند را بر سر جاي خو خواهد نشاند. 5. قبل از اينكه مثلا در جمع همكلاسي ها حاضر شوند و يا در ميان جمع دوستان و يا فاميل شروع به صحبت كنند ، خود را آرام سازند، مثلا با چند نفس عميق برخودشان مسلط شوند و آنگاه سعي نمايند بيانات خود را بصورت آرام، مودبانه ولي قاطعانه مطرح كنند. 6. برخي از جملاتي را كه افراد جرات مند و قاطع بصورت آرام و مودبانه در برخورد با ديگران بكار مي برند را ياد بگيرند و در خلوت، جلوي آينه بايستند و با خود تمرين كنند تا بتوانند آنها را در موقعيت هاي خاص به راحتي بكار ببرند. 7. «نه» گفتن را تمرين كنند كه در صورت لزوم و موقعيت هاي اجتماعي مختلف در جاهايي كه لازم است براحتي نه بگويند. . 8. راهكار ديگر تقويت اراده است، افراد ناجرات مند بخاطر پايين بودن اراده توان انجام برخي از كارها را ندارند در حاليكه اگر اراده تقويت شود براحتي قادر به انجام آن كار خواهند بود. البته ضعف اراده مي تواند علل مختلفي داشته باشد كه بايد ملاحظه و بررسي گردد تا راهكار مناسب تجويز گردد. 9. اضطراب جزء جدايي ناپذير ناجرات مندي است و يكي از روشهاي مهم در درمان ناجرات مندي، شناخت كانون اصلي اضطراب است، بدين معني كه شخص بايد شناسايي كند كه در چه موقعيت هايي اضطراب به او روي مي آورد تا با مطرح كردن آن به يك مشاور مبادرت به درمان آن نمايد. 10. همانطور كه ذكر شد استفاده از روش ريلكسيشن مي تواند تاثير بسزايي در كاهش تنش حاصل از اضطراب داشته باشد. لذا توصيه مي شود اين روش را تحت نظر يك مشاور فرا گيريد و قبل از ورود به كانون هاي اضطراب بكار گيريد. 11. فرد ناجرات مند بايد تدريجا و با برنامه ريزي، روية زندگي خود را در عرصه اجتماعي عوض كند تا وضع روحي او كم كم بهبود يابد. مثلا با خود قرار بگذارد كه به ديد و بازديد خويشاوندان برود اما در اوايل بيش از ده دقيقه توقف نداشته باشد و كم كم مدت آنرا بيشتر كند. 12. اينگونه افراد بايد سعي نمايند به هر بهانه اي كه شده با ديگران صحبت نمايند و يا مثلا به بهانه هاي مختلف در جمع ديگران مطلبي هر چند كوتاه را بازگو كنند. 13. اين افراد مي توانند از طريق الگوگيري از افراد جرات مند و اسرتيو (با ثبات) كم كم به اين مشكل خود فايق آيند. مثلا ملاقات با اشخاص جرات مند، رفت و آمد داشتن با آنها، ديدن فيلمها و يا خواندن داستانهایی در این زمینه. 14. ارتباط با خدا در بالا بردن آرامش و زدودن اضطراب بسيار موثر است. 15. ورزش كردن عامل مهمي در تقويت اراده است و ضعف اراده را كاهش مي دهد. 16. شركت در گروههاي آموزش مهارت جرات مندي كه در مراكز مشاوره تشكيل مي شود؛ در صورت امكان سعي كنيد حتما در اين كارگاه هاي عملي شركت كنيد. زيرا شركت در اين كلاس ها مي تواند بصورت محسوسي جرات مندي شما را افزايش دهد. ج) تردید و دودلی در انتخاب رشته : در زمینه ترديد در انتخاب رشته كه معلول مستقيم ناجرات مندي و عدم اعتماد به نفس است، بطوري كه بعد از انتخاب يك رشته دودلي بسراغتان مي آيد و باعث مي شود مدام از اين شاخه به آن شاخه بپريد. شما مي توانيد براي حل اين مشكل دركنار مبازره با اضطراب و استرس خود، از مهارت حل مساله استفاده نماييد : 1- پيشنهادم به شما اين است كه گزينه هاي خود براي ادامه تحصيل را بر روي يك كاغذ بنويسيد (هر گزينه يا انتخاب بر روي يك كاغذ) و فوايد و معايب انتخاب آن رشته تحصيلي براي خودتان را بنويسيد . 2- دو مولفه علاقه و توانايي و استعداد را با تدبر در خويش بيابيد و مولفه سوم که بازار كار است را نيز با تحقيقات ميداني همانند مشورت با افراد موفق آن رشته و... بسنجيد و آن ها را نیز بطور خلاصه روي كاغذ بياوريد. 3- سپس با توجه به تمام موارد؛ رشته اي كه برآمده از تمام مولفه هاست را انتخاب كنيد. قبل از اين انتخاب بايد تمام ارزيابي هاي خود را تكميل كرده باشيد و به گونه اي تصميم بگيريد كه انگار ديگر فرصت تصميم گيري در آن زمينه نداريد و داريد بهترين و آخرين تصميم خود را در آن زمينه خاص مي گيريد و بنا به فرموده قرآن كريم وقتي تصميم نهايي شد با توكل بر خدا به آن جامه عمل بپوشانيد. البته بايد قبل از آن به توصيه هاي قبلي عمل كرده باشيد و ريشه هاي وسواس و دودلي و اضطراب را با مراجعه به متخصص و راهكارهاي ارائه شده خشكانده باشيد. كاملاً طبيعي است كه افكار منفي مثل اين رشته فايده نداره چون ...، به سراغ شما بيايد و شما را مايوس كند، در آن لحظه مي توانيد افكار منفي خود را در كاغذي بنويسيد و بعد از مطالعه، خود به سراغ آن برويد و سعي كنيد پاسخي منطقي براي آن بيابيد. به طور مثال در جواب به اين فكر منفي كه محيط كاري معلمان منفعل است مي توان به اين مطلب توجه كرد كه هر شغلي محدوديتي دارد و در دنيا هيچ شغلي وجود ندارد كه فاقد محدوديت باشد. با برنامه ريزي و به طور جدي و مرتب درس خواندن را شروع كنيد. از افراط و تفريط بپرهيزيد و كاملاً حساب شده مطالعه كنيد. در اين زمينه مي توانيد از يك مشاور و برنامه ريز تحصيلي كمك بگيريد ولي به اين نكته توجه داشته باشيد كه تعيين كننده شما هستيد و برنامه شما بايد مطابق با شرايط شما باشد. سعي كنيد به اين باور برسيد كه گذشته، گذشته است و آينده هم هنوز نيامده و تنها كاري كه شما مي توانيد انجام دهيد تلاش براي پويا ساختن لحظات هم اكنون تان است. زيرا همين لحظات، آينده ديروز شما و گذشته اي هستند كه به پربار كردن فردای شما مي انجامد. نكته اي در نوشته هاي شما بود كه نظرم را جلب نمود! به نظر شما آيا اين دليل مناسبي است كه چون باید زحمت زیادی برای قبولی در رشته فیزیک کشید، شما اقدام برای ادامه تحصيل در اين رشته نكنيد و مجبور شويد دروسي را كه مورد علاقه شما نيست و يا در تواناييتان نيست را بخوانيد؟ همانطور كه شايد خودتان هم متوجه شده باشيد اين پيش فرض شما درباره ادامه تحصيل باعث شده به سراغ گزينه هاي ديگري براي تحصيل برويد كه مطابق علايق و استعداد هاي شما نيست و فرجام آن هم از شاخه اي به شاخه ديگر پريدن و به نتيجه مناسبي نرسيدن خواهد بود پس : 1- به شما توصيه مي كنم که رشته ای را که به آن علاقه دارید و در آن توانایی دارید انتخاب کنید و آن را ادامه دهید ( از جمله رشته قبلی خودتان که فیزیک بوده). 2- ورزش را در برنامه خود قرار دهيد. براي شروع از ورزش هاي سبك شروع كنيد و ورزش هايي را انتخاب كنيد كه از آن لذت مي بريد. 3- به معاشرت با افرادي كه ديد مثبتي به زندگي و امور دارند بپردازيد. ممكن است افرادي شما را از تصميم هايتان مايوس كنند. 4- اين مساله را هميشه در نظر داشته باشيد كه همه انسانها با انتخاب هايي كه در زندگي مي كنند شانس انتخاب ديگر را از دست مي دهند و اين كاملاً امري طبيعي است. مهم اين است كه انسان انتخابي متناسب با شرايطش كند تا خطاي آن انتخاب را به حداقل برساند. اما هيچ وقت نمي توان با صد در صد اطمينان دست به انتخاب زد. به اين نكته فكر كنيد كه اگر بيش از اندازه معقول و معمول وقت و انرژي خود را صرف اين افكار وسواسي نماييد و از شاخه اي به شاخه ديگر برويد عمرتان تلف خواهد شد و به هيچ جا نخواهيد رسيد، در حالي كه اگر رشته اي را انتخاب كرده ايد اگر چه شايد بهترين نباشد اما ادامه معقول و منطقي آن بي شك شما را به سرمنزل مقصود خواهد رسانید. 5- به خداي متعال توكل داشته باشيد و به توانمندي هايي كه او در وجودتان قرار داده ايمان داشته باشيد. 6- توجه داشته باشيد كه براي همه، حوادثي مشابه آنچه كه در زندگي شما پيش آمده است رخ مي دهد و قهرا تاثيرات سوئي بر جا مي گذارد. اما بايد توجه داشته باشيد كه دنيا محل آزمايش است و رسيدن به بهشت و لقاي پرودگار بستگي به عبور موفقيت آميز ما از ميان اين سنگلاخ ها دارد، ما تا چه زماني مجاز هستيم در بند گذشته باشيم و تاثيرات آن را در زندگي تداوم ببخشيم. اتفاقات گذشته تنها از اين جهت مي تواند مفيد واقع شود كه از آن پند بگيريم و تجربه ما را در زمينه هاي مختلف بيشتر و پربار تر كند. موفق باشید. منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم. نویسنده : غلامرضا مهرانفر

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#انتخاب رشته و تغيير رشته