حس های عجیب


سؤال :

سلام دکتر وقتی توی مدرسه مون صحبت میکردین خیلی تونستم با هاتون اتباط برقرار کنم وقتی هم که گفتین مشاوره مکتوب میدین امیدوارم شدم که حداقل از شما بتون کمک بگیرم.. نمیدونم شاید به قول شما این حس های عجیب و غریب به خاطر دوران نو جوانی منه ولی ... دکتر من هیچ وقت عاشق نشدم یعنی عشق واقعی و اتشین..ولی همش احساس دلتنگی میکنم برام عجیب وقتی من کسی رو ندارم که منتظرش باش پس چرا اینقدر حالم بده... اونقدر توی اتاقم و خونه خودمو زندونی کردم که میترسم برم بیرون حالم از ادمایی بهم میخوره که تمام احساس و عاطفه ی ادم رو در چهره میبینن.دکتر من چهره ی زشتی ندارم و اگه هم عیبی هست توی بینی هست که از ارث مادره!! وهمین با عث میشه وقتی توی اجتماع میرم و مردم شاید بخوان خوش باشن مسخره کنن و من خودمو زندونی . من عاشق خداو اهل بیتم و خانواده ای این مدلی هستیم ولی بعضی وقتا ی فکرای بدی به ذهنم میرسه که خودمم از خودم میترسم میترسم از افسردگی که توی سن16سال بهش دچار شدم..میترسم از اینده ای که مبهمه.. با اینکه خیلی درسم خوبه ولی دیگه حتی ازش خوندن درسم هم فراریم و لذت نمیبرم ...کاش حداقل پدرم بود شما کمکم کنید.


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم عزیز نازنینم ! همانطور که توضیح دادم در این سن ، آدم خیلی به وضع بدن و نشانه های جسمی اش حساس می شود و در کنار آن به تصورات و تخیلاتی هم دامن می زند . مثلا فکر می کند از زیبایی لازم برخوردار نیست و چون حساس به واکنش ها می شود و از طرف ذهن گرفتار خودش ، رفتارهای اطرافیان و دیگران را تفسیر می کند ، که مثلا او بخاطر این نشانه از من دوری می کند ، آن بخاطر این مسئله از من فاصله گرفت ، من در آینده نمی توانم به این برسم ، من در آینده از شرایط ازدواج خوب برخوردار نمی شوم و .. مثل این ، افکار مسمومی که با حساسیت زیاد تو را فرا می گیرد . دخترم باید بدانی و یاد بگیری که اینها علایم این سن اند و اصلا قابل اعتنا نیستند و نمی توان بر مدار آنها خودمان را ارزیابی کنیم گلم ! تو به وضع ظاهر خودت احیانا حساس و زودرنج شده ای و این حالتهایی که از افسردگی و دلگرفتگی گفته ای منبعث از آن است

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#مسایل رفتاری